آرشیو December 2008

هفت خوان رستم - درخواست رسمی

امروز قرار بود من با شماره ای که دیروز از مسئول مخابرات گرفتم تماس بگیرم تا ببینم نتیجه کار چی شده. اما از اونجایی که این جور کارها رو نمی شه تلفنی انجام داد خودم شخصا به مخابرات رفتم.

وقتی وارد اتاق شدم سراغ مسئول مربوطه رو گرفتم، گفتن که با ایشون تماس نگرفتید؟ من هم به دروغ گفتم مسیرم این ور بود گفتم حضورا بیام خدمت شما. گفت بنشینید تا تماس بگیرم. بعد تلفن رو برداشت و شروع به صحبت کرد. بعد از چند دقیقه که صحبت ها تموم شد تلفن رو قطع کرد و برگشت به من گفت "ایشون دو تا مرکزی که شما مشکل داشتید رو بررسی کردن. الان هم داشتن نقشه مدارات شهری رو چک می کردن. ما می تونیم یک خط به شما با قابلیت های که خواسته بودید رو بدیم." داشتم از خوشحالی بال در میاودم. بعد گفتم الان باید چه کاری رو انجام بدم. گفت "شما یک درخواست رسمی که تو اون کاملا نیاز خودت رو بیان کرده باشی همراه با آدرس دقیق محل مورد نظر رو ذکر کن. بعد این نامه رو ببر به مرکز ماکروویو پیش آقای ... . ایشون باید درخواست شما رو تایید کنن. بعد درخواست شما برای بررسی دوباره میاد پیش ما که ما هم از نظر فنی ، مدار شما رو تایید می کنیم. شما هم می تونید به راحتی از خط جدید خودتون استفاده کنید." من هم از اونها تشکر کردم رفتم بیرون.

نمی دونم چرا هر جا میرم آخرش به آقای ... تو ماکروویو می رسم. عجیبه. خلاصه من هم رفتم به مرکز مخابراتی خودم. اونجا با رئیس که داشتم صحبت می کردم و کل ماجرا رو تعریف می کردم. اونم گفت "پس مهندس جاوید برای همین کار تو به اینجا اومده بود. تمامی مدارات مرکز رو چک کرد. نقشه های فنی رو هم همین طور. آخر سر هم گفت قراره برای استفاده تعدادی مشترک خاص تا چند روز دیگه دستور العمل راه اندازی کافو جدید ارسال بشه." گفتم این چه معنی میده. گفت "یعنی اینکه یک خط کافو با ظرفیت 20 لاین از مرکز x (همونی که با رئیسش درگیر شدم) به مرکز ما کشیده بشه. که اولین خط اون رو برای شما رزرو کردیم. اتفاقا این خط دقیقا از جلوی منزل شما رد می شه." بعد هم این رو اضافه کرد "شما باید درخواست رسمی خودت رو برای آقای ... آماده کنی. چون ما کارها رو انجام می دیم. خط رو هم می کشیم ولی تا ایشون دستور و مجوز این کار رو صادر نکنن ما اجاز وصل کردن سویچ رو به خط شما نداریم. یعنی خط شما بوق نداره." من هم از اونجا به سمت خونه حرکت کردم.

با شرکت پارس آنلاین هم تماس گرفتم تا اونها رو هم تو جریان امور قرار بدم تا مشکلی پیش نیاد. وقتی صحبت من تموم شد مسئولی که داشتم با اون صحبت می کردم از شدت تعجب کم آورد. گفت "چه طوری تو چهار روز یک کافو برای شما کشیدن؟ مرکز تربیت معلم 3 ماه می شه که درگیر این موضوع هست ولی هنوز نتونسته کاری بکنه." راستش رو بخواهید من خودم هم هنوز باور نمی شه که یک آدم ساده ای مثل من بتونه باعث کشیدن کافوی جدید بین دو مرکز مخابراتی بشه. اونم لینکی که 19 ظرفیت خالی و بدون استفاده داره! الان هم دارم درخواست رسمی خودم رو تایپ و پرینت می کنم. خوب الان پرینتش هم تموم شد و گذاشتم تو پاکت تا فردا ببرم پیش آقای ... تو اداره مرکزی ماکروویو. این هم تصاویر نوشتن درخواست توسط بنده.

درخواست رسمی توسط بنده جهت راه اندازی یک خط خارج مرز



هفت خوان رستم - رشوه (بخوانید حق العمل) !

رونوشت به خاله حدیثه و خیلی های دیگه که در ناز و نعمت زندگی می کنن. منظورم همون پرسرعتی هاست: اینقدر فیلم و آهنگ و فایل های گیگابایتی رو دانلود می کنید، به فکر این هم باشید تعدادی مثل من برای گرفتن یک خط ساده ADSL همچین دردسرهای رو باید بکشن.

امروز ساعت 10 به مرکز ماکروویو رفتم تا درخواست رسمی خودم رو به آقای ... بدم. خلاصه با کلی ذوق و شوق رفتم تو اتاق ایشون و درخواست رسمی خودم رو که تو پاکت نامه گذاشته بودم به ایشون دادم. بعد پاکت رو باز کرد و شروع به خوندن کرد. بعد از چند لحظه سرش رو آورد بالا و به من گفت "من که دیروز خدمت شما عرض کردم که شما نمی تونید لیز لاین داشته باشید." منم با کلی تعجب گفتم که من برای لیز لاین نیومدم. من برای درخواست خط خارج از مرز اومدم. گفت "لیز لاین یا خط خارج از مرز رو به شما نمی تونیم بدیم. متاسفم." من هم از اونجا با کلی اخم و تخم اومدم بیرون.

بعد که دیدم اینجا نتونستم کاری بکنم پس دوباره برم ساختمان مرکزی مخابرات اون کارمند .......... (اینجا رو داشتم فحش می دادم) رو پیدا کنم تا بگم مرتیکه ..... (بازم فحش) مگه منو اسکول گیر آوردی که هر روز این ور اون ور می فرستی؟ خلاصه رفتم تو ساختمان و سراغ اون کارمند رو گرفتم. بعد که دیدمش خواستم بد و بیراه نثارش کنم اما نمی دونم چی شد که منصرف شدم. بعد گفتم که شما مگه نگفتید همه چیز آماده هست. فقط باید یک امضای ساده از آقای ... بگیری. پس چی شد؟ این بود اون امضای ساده؟ کارمند با تعجب برگشت به من گفت "مگه تو درخواست چی نوشتی؟ نامه رو بده ببینم." من هم نامه رو دادم تا مطالعه کنه. بعد گفت تو نامه مشکلی نداری. فقط باید روی عبارت خط خصوصی بیشتر تاکید کنی." منم گفتم که آقای ... میگه شما نمی تونید لیز لاین داشته باشی. پس چه طوری من خط خصوصی بگیرم؟ گفت "قبلا این دوتا با هم یکی بودن ولی چند وقت می شه که این دوتا از هم جدا شده. لیز یک قانون و خط خصوصی یک قانون دیگه. برای لیز شما هزینه 300 هزار تومان رو باید اول واریز کنی. ولی برای خط خصوصی به غیر از مالیات و آبونمان ، شما یک هزینه به عنوان کنترل و نگهداری باید ماهیانه پرداخت کنی." گفتم پس من الان چی کار کنم. آقای ... که تایید نمی کنن. گفت "بشین رو صندلی تا کارت رو درست کنم."

من هم نسشتم رو صندلی. دیدم طرف گوشی تلفن رو برداشت و شماره یک جایی رو گرفت. بعد شروع به صحبت کردن در باره شام و مهمونی و شیرینی و دسته گل و حموم !!! کرد. بعد از 7 دقیقه گفت "فراموش کردم بگم، یکی از مشترکین ما اومده درخواست خط خصوصی داره و تا حالا چند دفعه اومده ..." بعد از چند دقیقه مکالمه رو تموم کرد و رو به من گفت "ببین شما فردا ساعت 9 صبح میری ساختمان ماکروویو. سراغ آقای ... نرو!!! دنبال آقای رستمی برو. ایشون زیر دست آقای ... هستن. من جریان شما رو توضیح دادم. شما فردا درخواست خودت رو ببر تا اون آقای ... رو در جریان کل ماجرا قرار بده. البته رفتی اونجا یکم هواش رو داشته باش که کارت زودتر انجام بشه و گرفتار نامه نگاری های اداری نشی. این کار رو بکنی کارت زودتر راه میوفته!!!" من هم از اونجا اومدم بیرون و رفتم خونه تا متن درخواست رو کمی تغییر بدم.

حالا فردا امیدوارم که کارم راه بیوفته. ولی فکر نمی کردم برای انجام دادن این کار مجبور به دادن رشوه (به علت ناپسند بودن این حرکت بخوانید حق العمل !!!) بشم. امیدوارم فردا همه چیز خوب پیش بره.


University of Georgia/virtual tour

The University of Georgia is one the best university in U.S.A. If you are interesting in study @ University of Georgia please go to http://uga.edu/virtualtour. Do not miss this one.

Anoush Ebrahimi
It Professional - University of Georgia School of Public & International Affairs anoush@spia.uga.edu - anoush@uga.edu


هفت خوان رستم - در انتظار فرج

پشگفتار : اول از همه بابت تاخیر پیش اومده در پست جدید پوزش می خوام. چون حسابی درگیر یک پروژه ای هستم که از بیان جزئیات اون عاجزم.

همان طوری که قرار بود درخواست جدید خودم رو که عبارت لیز لاین رو به سیم خصوصی تغییر داده بودم به آقای رستمی در ساختمان ماکروویو تحویل دادم. ایشون هم بعد از خواندن نامه گفتم همراه من بیا. بعد به اتفاق هم وارد یکی از اتاق های همکارش شدیم. بعد از خوش بش کردن به همکارش گفت "ایشون آقای مهربانی یکی از دوستان خوب ما هستن!!! آقای ... تو ساختمان مدیریت حسابی سفارش ایشون رو کردن که کار بنده خدا زودتر انجام بشه. اینم شما و ایشون. فعلا من برم تا به کارهام برسم." خودم از این نوع صحبت کردن تعجب کردم. من فقط چند روز بود که با کارمندای مخابرات واحد مدیریت آشنا شدم. اگه یادتون باشه همونی که دیروز تو ساختمان مدیریت داشت تلفنی صحبت می کرد. مثل اینکه این بابا کارهای ما رو ردیف کرده.

بعد طرف برگشت گفت "خوب جناب آقای مهربانی ، تو درخواست شما آدرس دقیق محل شما هست، تلفن تماس هم همین طور، چشم ، من امکانات فنی رو بررسی می کنم به شما اطلاع میدم. امروز که چهارشنبه هست، فردا و پس فردا اداره تعطیله، شنبه هم که به کارهای شما رسیدگی می شه، پس شما یک شنبه با این شماره من تماس بگیرید و من به شما اطلاع میدم." من هم شماره رو گرفتم از دفتر رفتم بیرون.

همین طور که داشتم می رفتم یاد این موضوع افتادم که اصلا هزینه کلی این سیستمی که دارم پیاده می کنم چه قدر تموم می شه؟ دوباره رفتم تو اتاق به کارمند مربوطه گفتم "ببخشید، می خواستم بدونم این کاری رو که انجام می دید آخر سر چه نوع سیستم ارتباطی هست؟ لیز لاین، سیم خصوصی ، خط خارج از مرز یا ...". گفت "این درخواست شما همون لیز لاین می شه. که شما در ابتدا مبلغ 300 هزار تومان رو به عنوان ودیعه پرداخت می کنید و ماهیانه مبلغ 5000 هزار تومان به عنوان حق نگهداری و نظارت به صورت آبونمان پرداخت می کنید."

متوجه یک موضوعی شدم. اونم این که این لیز لاین ، سیم خصوصی ، خط خارج از مرز و ... همه و همه یک نوع سیستم ارتباطی خصوصی هست که به علت نداشتن اطلاعات کافی کارمندان مخابرات باعث سردرگمی من شدن. حتی خودشون هم نمی دونن این امکانات برای چیه؟ وقتی کارمند قسمت مدارات ساختمان ریاست استان میگه "شما درخواست لیز لاین نده، درخواست سیم خصوصی رو بده" مشخص هست که اصلا این آدم هیچ اطلاعی تو این زمینه نداره. چون هر دوی اینها یکی هستن.

به هر حال وقتی متوجه ماجرا شدم از اداره اومدم بیرون. چون شاید از این طریق مجوز لیز لاین رو بگیرم. کی می دونه. شاید از همین طریق منظروم ضعف اطلاعاتی کارمندان مخابرات بتونم مجوز رو بگیرم. فعلا مجبورم تا روز یکشنبه منتظر تماس اونها باشم. پس عملا تا یک شنبه مطلبی با عنوان هفت خوان رستم نمی بینید.


اولین تجربه رسمی من با اوبونتو

بعد از مدت ها اومدم اوبونتو رو روی نوت بوکم نصب کردم. البته تا قبل از این همیشه به صورت Live Disk اوبونتو رو تست می کردم. مراحل نصب خیلی خوب پیشرفت. اصلا فکر نمی کردم که به همین راحتی نصب بشه. بعد از اینکه نصب به طور کامل تموم شد طبق عادت همیشگی خودم سعی در فضولی کردن تو کل سیستم کردم.

نکات جالبی رو پیدا کردم. همین طور که داشتم پیش می رفتم به قسمت محافظ تصویری (Screen Saver) رسیدم. همین طوری که داشتم پیش می رفتم یک دفعه دیدم کل سیستم هنگ کرده! اصلا به هیچ حرکتی از طرف کاربر عکس و العمل نشون نمی داد. خیلی برام عجیب بود، چون اولین بار بود که هنگ کردن اوبونتو رو می دیدم. سیستم رو ری استارت کردم. همه چیز درست شد. دیگه مشکلی ندیدم.

خیلی دوست دارم تا با اوبونتو بیشتر کار کنم و از جزئیات اون بیشتر سر در بیارم. ولی خوب وقت نمی کنم. امیدوارم هر چه زودتر این پروژه های من تموم بشه و بتونم آشنایی بیشتری از ابونتو پیدا کنم. خیلی دوست دارم برای همیشه از ویندوز به سمت لینوکس کوچ کنم ولی حسابی درگیر ویندوز و برنامه نویسی های تحت این سیستم عامل شدم.

شما برای اینکه بتونم زودتر این کوچ رو انجام بدم ، چه روشی رو پیشنهاد می کنید؟


هفت خوان رستم - در انتظار اتصال

همان طوری که قرار بود امروز یکشنبه باید از طرف مخابرات با من تماس می گرفتن. ولی از آنجایی که تو این مدت کوتاه با وضعیت ادارات مخابرات استان آشنا شدم تصمیم گرفتم تا خودم به صورت حضوری دنبال موضوع باشم.

صبح ساعت 9 به ساختمان ماکروویو رفتم تا نتیجه لیز لاین رو بگیرم. رفتم سراغ آقای حاجی آقا تبار. بعد از سلام و علیک گفت شما نمی تونید لیز لاین بگیرید. گفتم اصلا هیچ راهی نداره. گفت متاسفم هیچ راهی نداره. اگر هم جدا قصد این کار رو دارید باید با رئیس صحبت کنید. دوباره رفتم پیش  رئیس، آقای ... (از این به بعد اسم ایشون رو می نویسم، آقای بابازاده) گفتم من برای درخواست لیز اومدم ولی بازم مجوز رو صادر نکردید. چرا ؟

بابازاده برگشت به من گفت "آقای محترم شما چند دفعه اومدید اینجا من هم عرض کردم به شما نمی تونیم لیز بدیم. شما که شرکت نیستید. یا سازمان دولتی یا وابسته به اون." منم گفتم چند دفعه نیست و با این بار میشه 3 دفعه. بعد هم مگه بین من و شرکت ثبت شده چه فرقی هست؟ همون پولی رو که شرکت میده خوب منم پرداخت می کنم." گفت "لیز رو ما برای مواقع ضروری نگه داشتیم. اصلا تو قانون شرکت مخابرات ایران هم لیز فقط با این شرایط داده میشه. اگه اعتراضی نسبت به این موضوع دارید می تونید پیش وزیر شکایت کنید!!!"

من هم با کلی اخم و تخم از اونجا زدم بیرون. البته قبل از این هم می دونستم با شرایط موجود امکان نداره مجوز رو به من بدن. ولی خوب، گفتم از این طریق هم برم جلو بد نیست، شاید مجوز رو دادن. همین که داشتم مسیر رو به سمت خونه طی می کردم، به یاد موضوع مهمی افتادم. شرکت دیتا مخابرات استان مازندارن تو بابل قرار داره. پس چه بهتر به اونجا سر بزنم ببینم میشه کاری کرد یا نه.

رفتم به ساختمان مرکزی دیتا و دنبال مسئول مربوطه رو گرفتم. بعد به آقای به نام رضا نژاد رسیدم. گفتم که من نیاز به یک IP Valid با سرعت 64kps اختصاصی دارم. چه مدارکی می خواد و چه قدر هزینه داره. گفت "برای این سرویس شما باید حتما شرکت داشته باشید، چون به هیچ عنوان به افراد حقیقی داده نمی شه. بعد هم باید خط لیز لاین شما برقرار شده باشه. بعد از اون هم بنا به نیاز شما یکی از سرویس های موجود رو باید انتخاب کنید. در حال حاضر سرویس 64kps ماهیانه 110 هزار تومان، سرویس 128kps ماهیانه 220 هزار تومان و سرویس 256kps ماهیانه 330 هزار تومان است. همچنین مبلغ 106 هزار تومان به عنوان ودیعه باید پرداخت کنید." همین که اطلاعات رو گرفتم از این اداره هم زدم بیرون. گفتم تا زمانی که این قوانین مسخره هست، اصلا نمی شه سراغ این روش های موجود رفت. مگر افراد معمولی چه گناهی کردن که نمی تونند از سرویس های پیشرفته استفاده کنند؟ بی خود نیست کشورهای همسایه ما اینترنت رو با سرعت های نجومی اونم با نصف قیمت ADSL تو ایران به مشتریان خودشون میدن.

همین که داشتم به سمت خونه می رفتم گفتم یک سر هم به مرکز مخابراتی خودمون بزنم ببینم اوضاع از چه قراره. خلاصه رفتم اونجا و دنبال رئیس مرکز گشتم. بعد از سلام و علیک گفت"شما این چند روز کجا بودی؟ هر چی منتظر بودم نیومدی. حتی خواستم از تو پرونده شما شماره تماس شما رو پیدا کنم که موفق نشدم. چون هر چی زنگ می زدم کسی جواب نمی داد (بنده خدا راست میگه. چون تو خونه فقط 3 تا خط تلفن بیکار افتاده و کسی استفاده نمی کنه. البته اون 2 تایی که مادر بزرگوار استفاده می کنند رو حساب نکردم!). خواستم اطلاع بدم که چند روز دیگه بیاید برای قرارداد." گفتم چه قراردادی! من این چند روز فقط درگیر مجوز این خط کوفتی بودم. آخر سر هم امروز آب پاکی رو ریختن روی دستم. گفتن نمی دیم. پس چه طوری بیام از شما خط جدید بگیرم؟ گفت "تو اصلا با اونها چی کار داری! اونها رو ولش کن. همون طوری که چند روز پیش گفتم ما به خاطر شما یک کافو بین مراکز ایجاد کردیم که 20 لاین ظرفیت داره که یکی رو برای شما من خودم گذاشتم کنار. اصلا شما باعث شدید به چند نفر دیگه تو این منطقه سود برسه. الان از 4 تا مفصل یکی وصل شده. یکی دیگه هم تو چند روز آینده وصل می شه. احتمال زیاد روز چهارشنبه یا پنجشنبه بوق این خط ها وصل می شن. خواستم بگم که در دسترس باش تا خبرت کردم بیایی مخابرات قرارداد رو ببندیم. اصلا هم با هیچ کدوم کاری نداشته باش. این یک خط بین دو مرکز هست که اصلا به مخابرات استانی هم مربوط نیست و اجازه دخالت تو این کارها رو هم ندارن. وقتی این کار تموم شد تو چند ساعت خط شما رو به مرکزی که تجهیزات پاپ نصب شده وصل می کنن."

من هم سریع شماره موبایل خودم که هیچ، ماله پدر بزرگوار رو هم دادم که اگر من تو سفر شهرستان بودم ، پدرم بیاد تمام کارها رو انجام بده. حالا باید منتظر باشم تا ببینم کی این مفصل دومی MDF مرکز ما وصل می شه. اسمایلی منتظران اتصال  ^_^


آدینه من

امروز رفتم کنکور رو هم دادم. اونم چه کنکوری... آزمون امروز بیشتر شبیه تفریح بود. اسم دانشگاه که آزاد باشه، قانونش هم از هفت دولت آزاد میشه، داوطلباش هم از همه آزادتر!!! اصلا من اشتباه کردم موقع کنکور با خودم جزوه سر امتحان نبردم!!! اصلا لای کتاب رو باز نکرده بودم. طوری که تا 2 ساعت قبل از کنکور داشتم با سیامک (داداش کوچیکه) ایکس باکس بازی می کردم و بد جور گیر یک مرحله از بازی هالو افتاده بودم. طوری که 3 روزه گیر این مرحله هستم و حتی یک object رو هم تموم نکردم!!!

اصلا یادم نبود. قرار بود چند روز پیش از طرف مخابرات با من تماس بگیرن تا لیز لاین رو وصل کنن. ولی خبری نشد. 3 روز شد 2 هفته. فردا میرم مخابرات ببینم جریان از چه قراره.

روی برنامه نویسی هلیکوپتر دارم درجا می زنم. قسمت انتقال تصویر با مشکل بزرگی مواجه شدم. طوری که حتی با چند تا از دانشجوهای مخابرات هم صبحت می کردم، نتونستن راه حلی برای این مشکل پیدا کنند.

فعلا برم زود به بقیه کارهام برسم تا فردا صبح زود به سراغ همه کارهای عقب افتاده خودم برسم.