آرشیو عمومی
آرشیو عمومی
سلام. بالاخره پس از مدت ها تونستم یک دستی به سر و روی وبلاگ بکشم. ظاهرا تو این مدت چند ماه وبلاگ و وب سایت کلا Down بود. حالا این مطلب رو نوشتم تا هم ام تی که الان نصب کردم آزمایش کنم و هم رسما دوباره به دوران وبلاگ نویسیم برگردم.
تو این مدت کارهای انجام دادم که به مرور زمان اگه وقت کنم تو وبلاگ می نویسم تا همه استفاده کنند. افتتاح انجمن علمی دانشجویی تا شرکت در نمایشگاه ...
هفته گذشته یکی از مسابقات سوپر لیگ بسکتبال کشور ، بیم بابل با ذوب آهن تهران در ورزشگاه سردار سجودی بابل برگزار شد. استقبال مردم از این بازی فوق العاده بود به طوری که 2 ساعت قبل از بازی درهای ورودی بسته شد. طبق روال همیشگی این بازی هم حاشیه های داشت که در اولین فرصت تصاویر و فیلم های اون رو آپلود می کنم. بازی در 3 کواتر اول به نفع بابل بود. ولی در کواتر 4 با یک اشتباه بازیکن آفریقایی تیم بابل ، ذوب آهن جلو افتاد و در پایان ذوب آهن تهران با نتیجه 66 به 64 بازی رو برد.
این هفته با بارش شدید برف در نواحی مختلف کشور باعث شد تا دمای هوا به شدت کاهش پیدا کنه. به طوری که در برخی از نواحی شمال کشور دما به 21 درجه زیر صفر رسید. با توجه به اینکه گاز مناطق شمال کشور قطع شده و یا با فشار بسیار کمی به دست مصرف کننده خانگی می رسد که عملا این گاز به هیچ وجه قابل استفاده نیست ، مردم با زمستان بسیار سردی روبرو شدن. چون رگلاتورهای گاز طوری درست شدن که وقتی فشار گاز از یک حد مجاز کمتر شود ، جریان گاز رو قطع می کنن. به خاطر همین خیلی از مردم در شهرهای شمال کشور از جمله بابل، ساری، آمل، قائمشهر و... با مشکل قطعی گاز مواجه شدن.
به غیر از این مسائل پیش آمده برای عزیزان فداکار در شرکت گاز مردم با چند مشکل جدید هم آشنا شدن. قطعی مکرر برق و آب. به علت گرم شدن هوا برف ها هم آب می شوند که این موضوع باعث اتصال کابل های برق و ایجاد مدار کوتاه در مراکز انتقال برق و یا پست های توزیع برق ، مردم با قطعی مکرر برق مواحه می شوند. به طوری که در 24 ساعت گذشته در شهرستان چالوس بیش از 18 مورد قطعی برق گزارش شده. به علت سرمای شدید حاکم بر این مناطق و همچنین قدیمی بودن سیستم لوله کشی آب، باعث یخ زدن آب و پیامدهای ناشی از آن مردم در بعضی از ساعات از آب هم بی بهره می شوند.
با گذشت از این مسائل تازه با موارد غیر اصولی در طراحی شهر مواجهه می شویم. از جمله کیفیت نامطلوب آسفالت خیابان ها، شیب غیر استاندارد، طراحی اشتباه جوی آب و سیستم فاظلاب و... وقتی این مسائل دست به دست هم میدن می تونید چهره یک شهر رو تصور کنید که در یک باطلاق فرو رفته. این تصاویر که مشاهده می کنید از شهرستان چالوس گرفته شده. چون در این مدت با مشکلات بیشتری مواجهه شده بود. اگر دقت بکنید این سئوال پیش میاد که آیا برف ، یک نعمت خدادادی است یا با توجه به سیستم موجود در طراحی شهرها یک بلای آسمانی است؟
ادامه " برف، این نعمت خدادادی یا بلای آسمانی؟ " »
يك شب پاي اينترنت نشسته بودم و بدون هدف مشخصي، به انگيزه يافتن يك خبر، مقاله يا سورس كد جالب در سايتهاي مختلف پرسه ميزدم. گهگاه چيز جالبي پيدا ميكردم، ولي چون بيحوصله بودم، آن صفحه را فقط روي كامپيوتر ذخيره ميكردم تا بعد بخوانم. همينطور مشغول وبگردي بودم كه به تدريج در افكار خودم غرق شدم. چشمانم به مانيتور بود، ولي ذهنم آنجا نبود. احساس كردم مقداري ناراحت و دلخورم. بعد خوب كه فكر كردم، ديدم علتش اين است كه يك دنيا سورسكد، مقاله و منبع مجاني درباره برنامهنويسي پيشرفته وجود دارد كه من نميتوانم طرفش بروم. چرا؟ چون بعضي از آن ها ساختار پيچيدهاي دارند و بازخواني و فراگرفتن آنها، وقت زيادي ميطلبد كه من ندارم. از طرفي، حتي اگر وقت كافي براي مطالعه و يادگيري اين سورسكدهاي پيچيده بگذارم، چگونه ميتوانم آنها را پايه و اساس پروژههاي بعدي خودم قرار دهم؟
من به تنهايي چگونه ميتوانم از پس چنين پروژههاي سنگيني برآيم؟ در خيلي از سايتها حرفهايي درباره Versioning ،Enterprise Library، متدهاي تست نرمافزار، متدولوژي طراحي ديتابيس، مدل سازي نرمافزار، مستندسازي كد و از همه مهمتر، كار تيمي مطرح شده است. وقتي من حتي يك برنامهنويس ديتابيس دم دستم نيست، سختگيري در جداسازي هرچه بيشتر لايه دسترسي به دادهها از Business Layer و لايه نمايش در مدل شيء گرايي، چه معنايي دارد؟ به نظرم اين بيشتر نوعي ايدهآلسيم است. وقتي در نود درصد پروژهها بايد هم تحليلگر سيستم باشم، هم برنامهنويس، هم طراح اينترفيس باشم، هم طراح ديتابيس، هم تست كنم، هم اشكال زدايي، و هم دستآخر، شال و كلاه كنم بروم جلوي مغازه مشتري و براي گرفتن چك تسويه حساب پروژه چانه بزنم، اساسا ًOOP چه معنايي دارد؟
آيا شما هم يك برنامهنويس تنها هستيد؟ از شما سؤالي دارم. پاسخش را به من نگوييد. به خودتان بگوييد. واقعاً چقدر خودتان را متعهد به رعايت اصولي ميدانيد كه فوايدش بيشتر در كار تيمي ظاهر ميشود نه كار انفرادي؟ راستش را بگوييد. شما هم كثيف كدنويسي ميكنيد؟!
ادامه " دغدغه های یک برنامه نویس " »
خاک تو سر این مملکت با این تربیت دانشجو... دیروز که داشتم از دانشگاه می رفتم بیرون یک دفعه جلب این متن شدم. حالا خودتون چی برداشت می کنید؟ انصافا می خواهم حقیقت رو بگید...
آپدیت شده در 27 اردیبهشت ماه 1387 --- این هم یک نوع دیگر از جذب هم اتاقی
از اون قدیم ندیم ها ایرانی ها در دور زدن موانع معروف بودند. از ماجرای کارگرهای ایرانی در ژاپن با اون سکه های یخی رو بگیر تا همین شیوه جدید دور زدن محدودیت های کارت سوخت که چند هفته ای است مردم از اون استفاده می کنند!!!
ماه رمضان پارسال ، موقعی که داشتم با کمک دوستان صندلی های سالن امتحانات رو برای مراسم افتاری جمع می کردیم ، یک دفعه از لای یکی از صندلی ها چند تیکه کاغذ بر روی زمین افتاد. اول فکر کردم یک تقلب ساده ماله یکی از دانشجویان دانشگاه هست که زیر صندلی جا گذاشته بود. ولی بیشتر که دقت کردم دیدم اصلا هم ساده نیست...

وقتی تقلب رو دیدم کلی کیف کردم!!؟ ببین طرف چه قدر وسواس داشته تو این موضوع. تمامی موارد رو که می خواست تقلب کنه رو گردآوری کرد. بعد هم همه رو تایپ و پرینت کرده. اون هم تو این ابعاد به این کوچیکی. اگر به ابعاد انگشت های دست من که در تصویر زیر مشاهده می کنید دقت کنید کاملا ابعاد رو درک می کنید.

چند وقت پیش هم یکی از دخترهای دانشگاه برای تقلب در جلسه امتحان از هندزفری بلوتوث استفاده کرده بود!!! ماجرا این طور بود که این خانم یک عدد هندزفری بلوتوث رو در گوش خود قرار میده و مقنعه خودش رو طوری جلوی صورتش میاره تا تابلو نشه. بعد هم از طریق یکی از دوستان خودش در خارج از سالن جواب تمامی سئوالات رو می گیره. این داستان در چند جلسه ادامه پیدا می کنه تا اینکه در یکی از امتحانات ، مراقب سالن دست ایشون رو برای همه رو می کنه.
پس نتیجه می گیریم که ایرانی ها در این مورد حسابی معرف جهانیان هستند و حداقل تو این مورد هیچ کسی رو دست ما بلند نمی شه. اگه شما هم موردی رو دیده اید یا شنیده اید همین جا بیان کنید.
همون طوري که مي دونيد هر سال با بر پايي نمايشگاه بين المللي کتاب ، تعداد زيادي از افراد مخصوصا دانشجويان علاقه مند هستند تا خودشان را به اين نمايشگاه برسانند و بتوانند کتاب هاي مورد نظر خود را تهيه کنند.
با توجه به اين موضوع ما هم مانند دانشگاه هاي ديگر تصميم به اين گرفتيم که امکاناتي براي دانشجويان مخصوصا اعضاي انجمن فراهم کنيم تا بتوانند با خيال راحت و دور از هر گونه سختي به نمايشگاه کتاب بروند. تور به بهترين شکل ممکن برگزار شد و طبق روال هميشگي حاشيه هاي هم داشت که يکي از اونها شوخي با آگهي تور نمايشگاه بود.
همون طوري که در تصوير مشاهده مي کنيد اين آگهي بر روي در انجمن نصب شده است. اگه تصاویر رو دنبال کنید متوجه منظورم می شوید.

ادامه " از اراذل نيز دعوت مي شود !!؟ " »
چند رو پیش که تو تهران بودم داشتم خسته و کوفته به سمت خونه بر می گشت که یک دفعه متوجه ترافیک عجیبی شدم. بلاخره بعد از گذشت تقریبا 20 دقیقه به سر چهارراه نزدیک شدم. اول فکر می کردم لابد تصادف شده یا یکی از ماشین ها خراب شده و راه بقیه ماشین ها رو بند آورده. اما وقتی بیشتر که دقت کردم فهمیدم همه این مشکلات به چراغ راهنمایی که سر چهارراه نصب شده مربوط هست.
همان طوری که می دونید این قطعی برق و جیره بندی اون مشکلات زیادی رو برای شهروندان ایجاد کرده که این یکی هم نوع جدید اون هست. ظاهرا برق منطقه طبق جدول زمان بندی قطع می شه که چراغ راهنمایی هم به برق معمولی شهری وصل هست، خاموش می شه. اما بعد از گذشت زمان خاموشی و وصل شدن مجدد برق منطقه چراغ راهنمایی به کلی قاطی می کنه. همون طوری که تو تصویر می بینید، چراغ راهنمایی به صورت تند تند و پشت سر هم اقدام به تعویض رنگ چراغ ها می کرد و روی صفحه نمایشگر ثانیه شمار عبارت Er که همون مخفف کلمه Error هست نمایش داده می شد.
این چراغ که جهت ایجاد قوانین و آسایش و رفاه حال شهروندان نصب شده بود، حالا خودش باعث مخل آسایش شهروندان شده بود. جالب اینجاست که حتی یک افسر راهنمایی و رانندگی در صحنه حضور نداشت. دیگه خودتون می تونید حدث بزنید که اوضاع اون چهارراه چه شکلی بوده و چه قمر در عقربی شده بود.
ادامه " وقتی که چراغ راهنمایی Error بدهد " »
خیلی وقت بود می خواستم مطلبی درباره چهارشنبه سوری، این سنت باستانی ایرانی بنویسم. مطلبی که بتونه یک عامل بازدارنده برای اتفاقات بد و ناگوار باشه. اتفاقاتی که همه ما به شنیدن اون در آخرین روزهای سال عادت کردیم. میشه از الان تیتر روزنامه های فردا رو حدث زد، خانه ای در آتش سوخت، خانواده ای زنده زنده سوختن، ویران شدن منازل مسکونی و ... به راستی چرا؟
وقتی هم صحبت ریش سفیدان که میشم از شور و شوق آنها در باره آخرین چهارشنبه سال می شنوم. روزی که در اون همه بچه های کم سن و سال با جمع کردن پول تو جیبی خودشون بوته های رو برای این مراسم تهیه می کردن و با آتش زدن و پریدن از روی آن این شب رو جشن می گرفتن. ولی الان چی؟ به راستی خبرنگار BBC تعبیر درستی برای آن کرد و گفت : اگر بینندگان از مراسم چهارشنبه سوری در ایران اطلاعی ندارند و به این تصاویری که به صورت زنده از یکی از خیابان های تهران ارسال میشه مشاهده می کنند بدون شک اینجا رو با خط مقدم جبهه جنگ اشتباه میگیرند !!!
من نمی خوام در اینجا به علت و دلایل این ناهنجاری که بعد از انقلاب مردم ایران شاهد رشد و گسترش اون هستیم پرداخت کنم. فقط می خوام این موضوع مهم رو یادآوری کنم که امروز چهارشنبه سوری است نه چهارشنبه سوزی !!! روزی که همه باید در اون به شادی در کنار خانواده و دوستان سپری کنن، نه اینکه گرفتار بیمارستان ها بشیم. به راستی چرا به جای پای کوبی و شادی در کنار خانواده، صدای انفجار و از دست دادن اعضای بدن خودمون مایل هستیم؟ چرا؟

سرطان غیر از درد، هزینه هم دارد
واقعا با 1 هزار تومان تو این زمونه چه چیزی میشه خرید یا چه کاری میشه کرد که از کمک کردن به این کودکان دریغ می کنیم؟ من نمی دونم چی بگم، فقط می تونم بگم که با دیدن این آگهی احساس خیلی بدی نسبت به خودم پیدا کردم. شما ها رو نمی دونم ولی تصمیم دارم از این به بعد متفاوت باشم. متفاوت بودن سخت نیست بلکه دل کندن از این بچه های معصوم سخته.
شما می تونید با چند کلیک ساده تو این کار خیر سهیم باشید. برای اینکار می تونید به سایت موسسه خیره حمایت از کودکان مبتلا به سرطان محک مراجعه کنید و یا از طریق سيستم دريافت کمک های مردمی موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان (درگاه بانک سامان) مراجعه کنید.
امروز خبر دار شدم میر حسین موسوی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران می خواد تو بابل سخنرانی کنه. طبق برنامه، اول وارد بابلسر میشه، بعد بابل و در آخر به ساری سر میزنه. همون طوری که قرار بود ساعت 2:30 بعد از ظهر در بابل سخنرانی می کنه. منم بر اساس کنجکاوی و اینکه ببینم رئیس جمهوری احتمالی کشورم چه کسی هست و حداقل برای یکبار شده از نزدیک ببینم به اونجا رفتم.
از اونجایی که برای وقت ارزش زیادی قائل هستم، سر ساعت 2:30 اونجا بودم، ولی هنوز تشریف نیاورده بودن. به جای اون با کلی از دوستان و آشنایان دیدار کردم. موسوی ازت ممنونم چون باعث شدی بعد از چند سال تعداد زیادی از دوستانم رو دوباره ببینم. تو این مدت هم من با تلفن همراه فیلمبرداری می کردم تا به عنوان خاطره تو وبلاگم ثبت کنم و شاید بعد ها ازش استفاده کنم. به هر حال بعد از کلی معطلی و زیر آفتاب سوزان ایستادن و ... آقای موسوی ساعت 3:45 دقیقه اومدن. جمعیت به قدری بود که اون وسط احساس خفه گی به من دست داد. با این حال تونتسم با میر حسین موسوی دست بدم و فیلم رو به عنوان خاطره ثبت کنم.
الان این فیلم ها رو که چک می کردم متوجه شدم مشکل بزرگی پیش اومده. لعنت خدا بر هر چی جنس بونجول چینی، لعنت. متوجه شدم اون قسمتی که با میر حسین موسوی دست می دادم ذخیره نشده !!! به هر حال اون هایی که تونستم برگردونم رو آپلود کردم تا شما هم ببینید.
کل فیلم ها به صورت 9 قسمت آماده شد که من قسمت اول رو برای شما تو وبلاگ گذاشتم. اگه مایل هستید می تونید برای دیدن قسمت های دیگه بر روی قسمت مورد نظر کلیک کنید.
قسمت اولحال باید ببینم نامزدهای انتخاباتی دیگه مثل کروبی، احمدی نژاد، رضایی و ... کی به بابل میان تا همچین برنامه های رو انجام بدن. البته قول میدم دفعات بعد فیلم ها با کیفیت بهتری باشه.
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
قسمت پنجم
قسمت ششم
قسمت هفتم
قسمت هشتم
قسمت نهم
این عرب های سوسمار خور تا دیروز قصد داشتند خاک ایران، خلیج فارس و جزایر سه گانه رو تصاحب کنند، الان هم سعی می کنند تا شخصیت های تاریخی ما رو به سرقت ببرند! البته با کمال تاسف باید بگم که این اولین خبری نیست که شنیده میشه. مدت طولانی است که ترکیه، همسایه غربی ما که همه جا خودش رو به عنوان دوست و برادر ما معرفی می کنه، ادعا میکنه که مولانا، این عارف حکیم ایرانی، متعلق به آنها است!
من نه قدرت سیاسی دارم و نه اجرائی. فقط می تونم از تمامی دوستان درخواست کنم شما هم نسبت به این موضوع واکنشی نشان بدید تا لرزه بر قامت این اعراب بی وجدان بیوفته. اون عراق که الان ادعای برادری با ما می کنه به قصد تصاحب خاک وطن با ایران وارد جنگ شد و عزیزان ما برای دفاع از این آب و خاک هشت سال جنگیدن و شهید شدن، به والله قسم این شیخ نشین های شتر سوار حاشیه خلیج تا ابد فارس عددی نیستن!!!
وقتی شنیدم این عرب های امارات با ساختن یک روبات به نام ابن سینا، اون هم با پوشاندن لباس عربی، قصد دران این شخصیت تاریخی ما رو به تاراج ببرن از اعماق وجودم نسبت به این اعراب بیزار شدم. یعنی من اینقدر بی وجدانم که ساکت یه جا بشینم و ببینم بی بی سی چطور از این کار تعریف می کنه و سایت های خارجی به عنوان یک دستاورد بزرگ قلمداد می کنند؟ به پیشنهاد دوست عزیزم، آقای هنرمند این مطلب رو نوشتم تا افراد بیشتر نسبت به این موضوع مطلع بشن و هر کسی تا اونجایی که می تونه نسبت به این اقدام بی شرمانه کشور های دیگه اقدام کنه.









