آرشیو شخصی

من معتاد شدم

وقتی تو روزنامه های یا مجلات اخبار و یا مقالاتی در باره اعتیاد می خوندم می گفتم واقعا چه چیزی باعث شده جوان های این مرز و بوم دست به چنین کارهای خطرناکی بزنن و با سرنوشت خود و خانواده بازی کنن. از طرفی هر روز شاهد شیوع مواد مخدر جدید بودم. کراک ، نخ ، ست و... اما اعتیاد من کمی فرق می کنه. حداقل نمیشه اسمش رو بلای خانمان سوز گذاشت. بلکه یکی از مشکلات بزرگ عصر فناوری اطلاعات و ارتباطلات است.

طی اتفاقاتی که در کمتر از 24 ساعت برای من افتاد به این موضوع مهم پی بردم که من هم معتاد شدم. به قول قدیمی ها "از هرچه که بدت بیاد ، همون هم سرت میاد". بله من هم به موبایل اعتیاد پیدا کردم.

ماجرا از آنجایی شروع میشه که چند روز پیش من برای رفتن به دانشگاه ، صبح زود داشتم حاضر می شدم. فاصله شهر من تا دانشگاه نزدیک 200 کیلومتر می شد. اما قبل از حرکت از آنجایی که تا دیروقت داشتم با موبایل به موزیک مورد علاقه خودم گوش می کردم ، شارژ دستگاه به 10% رسیده بود به خاطر همین سریع گذاشتم تو شارژ تا بتونم تو راه برای سرگرم شدن موسیقی گوش کنم و هم اینکه قرارهای کاری خودم رو مرتب کنم تا بتونم تو مدت کمی که در چالوس هستم به همه قرارهای خودم برسم.

بلاخره به سمت مقصد راه افتادم. بعد از دور شدن تقریبا 100 کیلومتر از مبدا متوجه موضوع بزرگی شدم. تلفن رو خونه جا گذاشتم. شاید پیش خودتون فکر می کنید اتفاق مهمی نیست در حالی که اون روز یکی از بدترین روزهای زندگی من بود. چرا؟ چون تلفن من یک Sony Ericsson مدل P990i به روز شده به نسخه R6E28 هست. تو این گوشی من تمامی قرارهای کاری خودم رو وارد می کنم. به طور مرتب با کامپیوتر خودم Synch می کنم. دفترچه تلفن هم پر از شماره تماس های ضروری و مهم هست به طوری که در آخرین Back Up گیری از دفترچه تلفن 7 مگابایت از رم بابت این موضوع اشغال شد. همچنین به طور مرتب از آن جهت مکالمه استفاده می کنم.

اون روز به هیچ وجه هیچ کدوم از قرارهای کاری خودم را به یاد نمی آوردم. چون به مدت طولانی عادت کردم بودم قرارهای خودم رو در موبایل خودم وارد کنم. همچنین شماره هیچ کدوم از افراد رو به خاطر زیاد بودن به یاد نمی آوردم. وقتی به دانشگاه رسیدم سریع با منزل تماس گرفتم بلکه از طریق برادرم کوچکترم به اطلاعات تلفن دسترسی پیدا کنم که از شانس بد من هیچکس تو منزل نبود.

تنها راه نجات دسترسی به آخرین Back Up گرفته شده توسط من از دفترچه تلفن و قرارهای ملاقات در نوت بوک شخصی خودم که همه جا با خودم می برم بود. بعد از کلی عملیات کماندویی موفق شدم فایل 7.5 مگابایتی دفترچه تلفن رو با Notepad باز کنم. از این طریق تونستم به شماره تلفن افراد مورد نظر خودم دسترسی پیدا کنم ولی چه فایده! Back Up موجود در نوت بوک من مربوط به هفته پیش بود. یعنی هیچ کدوم از قرارهای کاری مهم اون روز من که می خواستم نبود.

این موضوع مهم باعث شد تا پروژه پایان ترمی رو که قرار بود همون روز به استاد مربوطه ارائه کنم گند بزنم. چون من از قبل اسلاید های خودم رو آماده می کنم و با موبایل از طریق نرم افزار RC Bluetooth نوت بوک خودم رو کنترل می کردم. یعنی همیشه من برای ارائه های رسمی خودم در دانشگاه و یا امر تجارت همیشه حرکت می کنم ، با موبایل خودم اسلاید های رو جا به جا می کردم و از طریق دیتا پروژکتور بر روی پرده نمایش می دادم ، همیشه از محتوای اسلاید بعدی مطلع بودم چون محتوای اسلاید بعدی بر روی ال سی دی موبایل نمایش داده می شد. این روند باعث می شد تا کنترل کافی نسبت به موضوع و حاضرین جلسه داشته باشم و ارائه خودم رو به بهترین شکل ممکن داشته باشم. علت این کار اینه که باعث میشه یک تاثیر روانی بسیار خوبی بر روی شنونده اعمال بشه. چون به خود من ثابت شده و هیمشه از مزایای آن سود می برم.

خلاصه اینکه تو اون روز ارائه خودم رو گند زدم ، درس 3 واحدی رو افتادم ، به قرارهای کاری خودم نرسیدم ، برای چند لحظه فشار عصبی وحشتناکی به من دست داد (تو سن 20 سالگی)، از همه بدتر سه قرار ملاقات بسیار مهم با شرکت های بزرگ ساختمانی منطقه رو نرسیدم چون تمام آدرس و مشخصات دقیق شرکت های مربوطه تو موبایل بود.

وقتی به منزل برگشتم و موبایل رو چک کردم با تعجب شاهد اعداد و ارقام عجیبی بودم که تا این لحظه ندیده بودم. 21 پیام کوتاه خوانده نشده ، 17 ایمیل مخصوص تلفن همراه خوانده نشده(به آدرس mobile [at] mehraban [dot] ir) و 71 تماس پاسخ داده نشده! چون فردا روز جمعه بود با شرکت تماس نگرفتم چون می دونستم کسی جواب نمی ده. شنبه (امروز) با شرکت های که قرار ملاقات داشتم تماس گرفتم. ماجرا رو توضیح دادم ولی متاسفاته زیر بار نرفتن و در کمال ادب و احترام مسئولین محترم گفتند : به علت اینکه یکی از نیاز های اصلی شرکت تکمیل شدن این فاز بود ، سریعا قرارداد رو با یکی از رقبای من بستن تا هرچه سریعتر پروژه به پایان خودش برسه.

حالا می خوام شما خودتون رو برای چند لحظه جای من بزارید. اگه این اتفاق ها برای شما رخ می داد چی کار می کردید؟ تا قبل از اتفاق این موضوع نمی دونستم که اینقدر با تلفن همراه خودم اعتیاد پیدا کردم و بدن اون هیچ کاری رو نمی تونم درست انجام بدم. به زبون ساده تر در صورت گم شدن اون من کاملا فلج می شم.


روزهای نه چندان خوش من

بعد از مدت ها تونستم به وبلاگم برسم و این چیز گشادی رو بزارم کنار و یک پست جدید ارسال کنم.

تو این مدت درگیر کارهای زیادی بودم. از کاره های دانشگاه و سمینار 15 آبان گرفته تا این پروژه کوفتی معروف. تازه هم چندتا سفارش طراحی برام اومده که همه رو رد کردم. یک شنبه هم قرار بود برم تهران تا تو همایش بانوان وبلاگ نویس شرکت کنم تا هم با دوستان خوبم دیداری داشته باشم و هم اینکه ببینم امسال وبلاگ کی برتر می شه که بر خلاف میل خودم نتونستم برم.

البته جمعه همین هفته هم سمینار آموزشی CSS توسط فانتازیو برگزار می شه که دعوتنامه رسمی اون بدست رسید. این دفعه حتی سنگ از آسمون هم ببراه این سمینار رو می رم. نه برای آموزش ، بلکه برای آشنایی با دوست اینترنتی خوبم، مجتبی دشتی نژاد ، صاحب سایت فانتازیو.

فعلا برم به بقیه کارهام برسم تا آخر هفته خوبی رو داشته باشم.


دسترسی به اینترنت در اتوبوس بین جاده ای ایران

بازم طبق معمول تو سفرهای کاری خودم هستم. اما این بار برای من یکم فرق می کنه. دفعات قبل از اسمارت فون برای اتصال به اینترنت استفاده می کردم تا مثل بقیه به ایمیلم دسترسی داشته باشم.


ولی این دفعه به وسیله یک مبدل و یک سیم کارت ایرانسل ، تنظیمات GPRS رو انجام دادم و به راحتی تونستم لذت استفاده از اینترنت رو در اتوبوس خارج از شهر تجربه کنم. با اینکه استفاده از اینترنت وایرلس در ایران برای کاربران تا اطلاع ثانوی معنی نداره! اما واقعا می شه با انجام همچین کارهای ساده ای هم دسترسی به نت رو در هر حالتی داشت و هم اینکه به ارزش اینترنت وایرلس پی می بریم.


فعلا چیزی برای گفتن ندارم

درست متوجه شدی. فعلا چیزی برای گفتن ندارم. حسابی درگیرم. نمی دونم به کدوم کارم برسم. تو کمتر از 50 روز دو تا کنکور مهم دارم. اینها رو چی کار کنم؟ الان هم به خاطر اینکه یکم حال و هوام عوض بشه این پست رو می نویسم. اصلا به خاطر همین گرفتاری ها هست که آپدیت های مهربان بلاگ یک ماه در میون ارسال می شه. الان که حسابی درگیر برنامه نویسی فالکن (هلیکوپتر) ، راه اندازی رسمی هاست، ساختن هواپیما مدل برای برادر کوچیکه، پروگرم کردن واکی تاکی های مشتری و هزارتا کار مختلف دیگه که اگر بگم شاخ در میاری!

از همه مهمتر راه اندازی ADSL برای خونه شده بلای جونم. فکر نکنید همچین کاره ساده ای هست. چون مرکز مخابراتی ما رو از چند سال پیش به یک جای جدید انتقال دادن که به قول خودشون کابل برگردون کردیم. از شانس گند من هم هیچ ISP تو این مرکز اعلام آمادگی برای راه اندازی ADSL نکرده. حتی صحبتی از نصب تجهیزات مربوطه رو هم نکردن. تو این مدت یعنی 6 سال از همون روش دوران عصر انسان های اولیه (Dial Up) برای اتصال به اینترنت استفاده می کنم. حالا بعد از این همه مدت شرکت پارس آنلاین در بابل آماده ارائه ADSL شده. با توجه به بررسی که کردم متوجه شدم یکی از مراکزی که در فاصله 4 کیلومتر من هست، تو لیست مراکز ارائه کننده این سرویس می باشد. آقا از اونجایی که من قدر هر فرصتی رو می دونم، سریعا به دنبال تهیه یکی از این سرویس ها افتادم. قراره فردا به خونه یکی از دوستانم برم تا از خونه اونها ، خونه خودم رو رصد کنم تا خدایی نکرده تو این فاصله درختی، ساختمانی، چیزی نباشه. چون می خوام مودم رو تو خونه دوستم نصب کنم و با تجهیزات Wireless اون رو به خونه خودم انتقال بدم. بعد از انجام دادن این همه عملیات کماندویی بلکه بتونم دسترسی 24 ساعته به اینترنت فیلتر شده اسلامی دسترسی پیدا کنم.

ای کاش تو نمایشگاه الکامپ، وقتی سلیمانی وزیر محترم جلوی اون همه دوربین ایستاده بود و داش با افتخار آمار و ارقام نجومی خودش رو به ملت قالب می کرد، با صدای بلند صداش می کردم "آقای وزیر اگه وجودش رو داری برای چند دقیقه تشریف بیارید این ور تا به سوالات من جواب بدید". بلکه این جوری دلم خنک میشد. یا شاید هم به غیرت این آقا بر می خورد تا به جای این همه حرف زدن یکم به پروژهای بلند مدتی که تو وزارت خونه مبارکشون هست، جامعه عمل بپوشونن.


هفت خوان رستم - به دنبال مسئول

دیگه زدم به سیم آخر! امروز رفته بودم به مرکز مخابراتی که در نزدیکی ما هست و سرویس ADSL رو ارائه می کنه. از در رفتم تو گفتم "آی نــفــس کــــــش...!". آه... ببخشید این قسمت رو خیال پردازی می کردم. رفتم به قسمت امور مشترکین دیدم یک دختره نشسته اونجا موبایل رو گذاشته رو شونش و دو دستی مجله خانواده سبز رو گرفته و داره می خونه و هر از گاهی هم بعضی از متن های مجله رو برای دوستش از پشت خط می خونه!

بعد از کلی صدا زدن و ببخشید و چند لحظه و از این جور کارها دیدم نه، اصلا ایشون متوجه حضور من نشدن! بعد هم با انجام دادن یک سری حرکات آکروباتیکی که از خودم درآوردم تازه متوجه شدن که ارباب رجوع اومده! خلاصه اینکه به ایشون گفتم برای چه کاری اومدم و می خوام یک خط لیز لاین داشته باشم. بعد هم دختره برگشت گفت "برید پیش رئیس مرکز آقای کمالی. من از این چیزا سر در نمیارم!" بعد هم دوباره موبایل رو گذاشت دم گوشش و ادامه ماجرا.

من هم از پله ها همین طور که بالا می رفتم به دنبال اتاق جناب رئیس می گشتم. بلاخره به اتاق رئیس رسیدم و رفتم تو. دیدم ایشون با کمال آرامش داره چایی می خوره و به تلوزیونی که جلوش بود با دقت نگاه می کنه. بعد از سلام و علیک این جور حرف ها، گفتم "مخلص کلام اینکه من یک خط پرسرعت اینترنتی برای فلان آدرس (منظور از فلان همون آدرس خونم بود) رو دارم. حالا می خواد ADSL یا فیبر نوری یا لیز لاین یا هر کوفت دیگه ای باشه. من فقط می خوام این خط راه بیوفته. هر چه قدر هم هزینه داشته باشه پرداخت می کنم." رئیس لیوان چایی رو گذاشت روی میز و یک جور خیلی بدی به من نگاه کرد و گفت "مگه تو خونه از خط تلفن برای اینترنت استفاده نمی کنی؟ از سرت هم زیاده! مگه تو چت و چت بازی دیگه چی داره که خط پرسرعت می خوای! می خوای ناموس مردم رو از تو وب کم ببینی!!!" آقا این رو که به من گفت من که حسابی از کوره در رفتم صدام رو بلند کردم. خدا نکنه که تو اداره دعوا بکنی. مخصوصا از نوع دولتی. تا من صدام رو بلند کردم یک عده همچین از در ریخت تو که گفتم الان منو له کنن! دیدم که اومدن از جناب رئیسشون حمایت کنن. منم همین طور ادامه می دادم "مرتیکه حرف دهنت رو بفهم. خودت می ری تو نت دنبال ناموس مردم میری چرا تهمت می زنی. مگه همه از قماش تو هستن. خودت چشم چرونی به دیگران چه مربوط. همین آدم های شما و امثال شما هستن که ما رو زیر منگنه گذاشتن و ......."

راستش رو بخوای بدجوری خودم ترسیدم که الان اوضاع از اینی که هست بدتر می شه. دعوا تا اونجایی ادامه داشت که نزدیک بود دعوا به صورت فیزیکی ادامه داشته باشه که یکی از کارمندا اومد من رو از اون جدا کرد و برد تو راهرو. ازم پرسید ماجرا چیه من هم کاملا توضیح دادم. گفت "این بابایی که اینجا پشت میز نشسته هیچ کارست. تو باید بری به ساختمان ماکروویو اصلی دنبال آقای ... اون مسئول لیز لاین هست".

من هم سریع از اونجا دراومدم و راهی ساختمان ماکروویو شدم. تو راه نگران این بودم به خاطر عصبانیتی که الان دارم و رانندگی می کنم، به جایی نزنم و شر درست نکنم. به خاطر همین هم چند لحظه ای زدم کنار تا آروم بشم. بلاخره خودم رو به ماکروویو رسوندم و سراغ آقای ... رو گرفتم. گفتن باید بری طبقه دوم. من هم رفتم دیدم یک نفر اونجا نشسته و داره کار می کنه. اول سلام علیک کردم. دیدم طرف با روی خیلی خوش با من صحبت می کنه. کیف کردم. به این می گن تکریم ارباب رجوع. گفتم ببخشید آقای ... من درخواست لیز لاین دارم. گفت" آقای ... رفتن جلسه تو ساختمان مرکزی. فردا شاید یک سر بیان اینجا. چون می خوان بعد از ظهر برن به یک سفر کاری". منم خشکم زد. پیش خودم گفتم اصلا امروز رو شانس نیستم.

حالا قرار شد فردا برای دیدن این فرد مهم و کلیدی دوباره به مخابرات برم. والله اگر این لیز لاین جور نشه، دست به هر کاری می زنم. اصلا یک دیش 120 برقی دو طرفه روی سقف خونمون هوا می کنم. هر کی هم اومد جلو خاص مزاحم من بشه می گم اول سرویس ها ADSL این منطقه کوفتی رو درست کنید تا من هم این وسایل رو جمع کنم. به خدا همچین کاری رو می کنم.


هفت خوان رستم - امکان سنجی

امروز هم گرفتار همین ADSL کوفتی بودم. اول از همه طبق قرار امروز به ساختمان ماکروویو بابل رفتم تا آقای ... رو ملاقات کنم. همون طوری که انتظار داشتم ایشون تو دفتر کارشون بودن. رفتم داخل اتاق و خودم رو معرفی کردم. بعد گفت بشینم و بیشتر براش توضیح بدم که چه چیزی نیاز دارم. انگار یک چیزی از اعماق وجودم به من می گفت "داش کارت ردیف شد". سیر تا پیاز ماجرا رو تعریف کردم و حتی رفتار زشت رئیس اون مرکز مخابرات رو هم تعریف کردم. البته یکم یکم پیاز داغش رو بیشتر کردم. ^_^

بعد آقای ... با خونسردی کامل برگشت به من گفت "شما نمی تونید لیز لاین داشته باشید. فقط افراد حقوقی می تونن داشته باشن. تازه برای اینکار باید درخواست رسمی بیارن. اساسنامه شرکت ثبت شده رو هم باید به همراه داشته باشن. در یک کلام شما اجازه استفاده از این سرویس رو ندارید." اینو که شنیدم حسابی حالم گرفته شد. هر چه قدر خواهش کردم تا بندی ، تبصره ای ، ماده قانونی چیزی این وسط پیدا کنم تا این مشکل رو بر طرف کنم که دیدم اصلا این کار جواب نمی ده. من هم دست از پا درازتر برگشتم.

تو مسیر که داشتم برمی گشتم گفتم یک سر به مرکز مخابراتی خراب شده (منظورم همون مرکز خونمون هست) برم بلکه فرجی بشه. رفتم اونجا و سراغ رئیس مرکز رو گرفتم. رفتم تو اتاقش و دیدم که سه نفر ارباب رجوع به غیر از من هست. صبر کردم تا کار اونها تموم بشه تا نوبت به من برسه. بعد از چند دقیقه نوبت به من رسید و رئیس مرکز رو به من کرد و گفت چه کمکی می تونم بکنم؟ من هم نشستم رو صندلی و گفتم " جناب شما که بهتر از هر کسی می دونید که مشکل من چیه. پس چرا دوباره از من می پرسی؟ نزدیکه سه ساله که اینجا می رومو میام. ولی اتفاقی نمی یوفته." برگشت گفت "شاید بتونم کمک کنم. چون چند روز پیش مرکز x (منظورم از x همون مرکزی بود که با رئیسش درگیر شدم) منطقه مرزی خودش رو افزایش داد. یعنی تا 700 متری منزل شما اومده." گفتم "خوب این به چه درد من می خوره؟ بازم من از مرکز شما دارم سرویس می گیرم." گفت " من یک راه پیشنهاد می کنم. شما می تونید درخواست یک خط خارج از مرز داشته باشی. یعنی اینکه از اون مرکز یک خط بگیری ولی ما برات وصل می کنیم. یعنی یک خط با یک پیش شماره دیگه رو ما تو MDF سرویس می دیم. به این کار می گن سرویس دادن خارج از مرز. هر کسی هم نمی تونه همچین کاری رو بکنه. باید ثابت کنی که نیاز به این کار داری." منم که داشتم ذوق مرگ می شدم گفتم "خوب برای اینکار باید چی کار کنم؟ پیش کی باید برم؟ چه اسنادی رو باید پر کنم؟" گفت "باید بری پیش رئیس کل مخابرات استان مازندارن تو ساختمان جدید مخابرات (این رو هم همین جا بگم که بابل، یکی از پرقدرترین و حساسترین مراکز مخابراتی کشور هست ولی تو این یک مورد واقعا خیلی گند زدن). بعد اونجا کل ماجرا رو بگو. اگه بتونی رای اون رو بگیری دیگه کار تمومه." آقا من هم که داشتم از خوشحالی بال در میاوردم از اونجا زدم بیرون و رفتم به سمت ساختمان جدید. طوری که وقتی سوار تاکسی شدم بعد از 5 دقیقه یادم افتاد که من ماشین خودم رو جلوی مرکز خونمون پارک کرده بودم!

خلاصه خودم رو به ساختمان جدید رسوندم. رفتم تو دفتر جناب رئیس کل. خواستم برم تو که منشی گفت ایشون رفتن به سفر کاری. گفتم من برای چه کاری اومدم. گفت می تونید از مهندس میری مسئول فنی بپرسید. من رفتم پیش آقای میری که دیدم این اتاق شبیه همه چیز هست به غیر از اداره!!! یکی داره مجله می خونه، یکی داره جدول حل می کنه، یکی هم گوشی رو ورداشته داره با منزل صحبت می کنه، یکی هم برگ خلافی ماشینش رو گرفته تو دستش و داره ماجرای تخفیف گرفتن جریم 420 هزار تومنی خودش رو مثل مرشد ها تو قهوه خونه ها که داستان رستم و سهراب رو تعریف می کنن ، تعریف می کنه!!!

بلاخره آقای میری رو پیدا کردم و داستان رو گفتم. گفت دقیقا با کدوم مراکز می خوای کار کنی؟ منم دقیقا اسم مراکز و محل دقیق منزل رو گفتم. بعد هم رفت تو کامپیوترش یه چند تا کلیک کرد و گفت "متاسفم. یک کانال خالی هم بین این دوتا مرکز نداریم که بخواهیم سرویس خارج از مرز بدیم." منم گفتم "من الان چند ساله که درگیر این موضوع هستم. دیگه نمی تونم این روش رو ادامه بدم. یا این خط رو باید وصل کنم یا به خداوندی خدا قسم می خودم فردا می رم تجهیزات ماهواره رو تهیه می کنم تا یک ارتباط دوطرفه درست کنم. بر و بچ محل هم از من سرویس خواستن مثل شما کوتاهی نمی کنم. به خاطر اینکه لج شما رو هم در بیارم رایگان با AP پخش می کنم." یک دفعه همه ساکت شدن و به سمت من خیره شدن. بعد از چند لحظه یکی از اون کارمندایی که تو اتاق نشسته بود گفت "این همکارمون منظورش خط های فعلی هست. قرار تا چند روزه دیگه یک سری تغیرات تو شبکه بدیم. من مراکزی که شما با اونها مشکل دارید رو بررسی می کنم تا ببینم تو طرح جدید امکان داره به شما سرویس خارج از مرز بدیم یا نه. من امکان سنجی می کنم. شما فردا همین موقع با همراه من تماس بگیرید تا نتیجه رو بگم."

من هم سریع شماره طرف رو گرفتم از اداره زدم بیرون. حالا به نظر شما امکان داره این مشکل من حل بشه؟ اصلا یادم نبود فامیلی طرف رو بپرسم ببینم کی داره این کار رو برای من انجام می ده. به هر حال باید تا فردا لحظه شماری کنم.


هفت خوان رستم - درخواست رسمی

امروز قرار بود من با شماره ای که دیروز از مسئول مخابرات گرفتم تماس بگیرم تا ببینم نتیجه کار چی شده. اما از اونجایی که این جور کارها رو نمی شه تلفنی انجام داد خودم شخصا به مخابرات رفتم.

وقتی وارد اتاق شدم سراغ مسئول مربوطه رو گرفتم، گفتن که با ایشون تماس نگرفتید؟ من هم به دروغ گفتم مسیرم این ور بود گفتم حضورا بیام خدمت شما. گفت بنشینید تا تماس بگیرم. بعد تلفن رو برداشت و شروع به صحبت کرد. بعد از چند دقیقه که صحبت ها تموم شد تلفن رو قطع کرد و برگشت به من گفت "ایشون دو تا مرکزی که شما مشکل داشتید رو بررسی کردن. الان هم داشتن نقشه مدارات شهری رو چک می کردن. ما می تونیم یک خط به شما با قابلیت های که خواسته بودید رو بدیم." داشتم از خوشحالی بال در میاودم. بعد گفتم الان باید چه کاری رو انجام بدم. گفت "شما یک درخواست رسمی که تو اون کاملا نیاز خودت رو بیان کرده باشی همراه با آدرس دقیق محل مورد نظر رو ذکر کن. بعد این نامه رو ببر به مرکز ماکروویو پیش آقای ... . ایشون باید درخواست شما رو تایید کنن. بعد درخواست شما برای بررسی دوباره میاد پیش ما که ما هم از نظر فنی ، مدار شما رو تایید می کنیم. شما هم می تونید به راحتی از خط جدید خودتون استفاده کنید." من هم از اونها تشکر کردم رفتم بیرون.

نمی دونم چرا هر جا میرم آخرش به آقای ... تو ماکروویو می رسم. عجیبه. خلاصه من هم رفتم به مرکز مخابراتی خودم. اونجا با رئیس که داشتم صحبت می کردم و کل ماجرا رو تعریف می کردم. اونم گفت "پس مهندس جاوید برای همین کار تو به اینجا اومده بود. تمامی مدارات مرکز رو چک کرد. نقشه های فنی رو هم همین طور. آخر سر هم گفت قراره برای استفاده تعدادی مشترک خاص تا چند روز دیگه دستور العمل راه اندازی کافو جدید ارسال بشه." گفتم این چه معنی میده. گفت "یعنی اینکه یک خط کافو با ظرفیت 20 لاین از مرکز x (همونی که با رئیسش درگیر شدم) به مرکز ما کشیده بشه. که اولین خط اون رو برای شما رزرو کردیم. اتفاقا این خط دقیقا از جلوی منزل شما رد می شه." بعد هم این رو اضافه کرد "شما باید درخواست رسمی خودت رو برای آقای ... آماده کنی. چون ما کارها رو انجام می دیم. خط رو هم می کشیم ولی تا ایشون دستور و مجوز این کار رو صادر نکنن ما اجاز وصل کردن سویچ رو به خط شما نداریم. یعنی خط شما بوق نداره." من هم از اونجا به سمت خونه حرکت کردم.

با شرکت پارس آنلاین هم تماس گرفتم تا اونها رو هم تو جریان امور قرار بدم تا مشکلی پیش نیاد. وقتی صحبت من تموم شد مسئولی که داشتم با اون صحبت می کردم از شدت تعجب کم آورد. گفت "چه طوری تو چهار روز یک کافو برای شما کشیدن؟ مرکز تربیت معلم 3 ماه می شه که درگیر این موضوع هست ولی هنوز نتونسته کاری بکنه." راستش رو بخواهید من خودم هم هنوز باور نمی شه که یک آدم ساده ای مثل من بتونه باعث کشیدن کافوی جدید بین دو مرکز مخابراتی بشه. اونم لینکی که 19 ظرفیت خالی و بدون استفاده داره! الان هم دارم درخواست رسمی خودم رو تایپ و پرینت می کنم. خوب الان پرینتش هم تموم شد و گذاشتم تو پاکت تا فردا ببرم پیش آقای ... تو اداره مرکزی ماکروویو. این هم تصاویر نوشتن درخواست توسط بنده.

درخواست رسمی توسط بنده جهت راه اندازی یک خط خارج مرز



هفت خوان رستم - رشوه (بخوانید حق العمل) !

رونوشت به خاله حدیثه و خیلی های دیگه که در ناز و نعمت زندگی می کنن. منظورم همون پرسرعتی هاست: اینقدر فیلم و آهنگ و فایل های گیگابایتی رو دانلود می کنید، به فکر این هم باشید تعدادی مثل من برای گرفتن یک خط ساده ADSL همچین دردسرهای رو باید بکشن.

امروز ساعت 10 به مرکز ماکروویو رفتم تا درخواست رسمی خودم رو به آقای ... بدم. خلاصه با کلی ذوق و شوق رفتم تو اتاق ایشون و درخواست رسمی خودم رو که تو پاکت نامه گذاشته بودم به ایشون دادم. بعد پاکت رو باز کرد و شروع به خوندن کرد. بعد از چند لحظه سرش رو آورد بالا و به من گفت "من که دیروز خدمت شما عرض کردم که شما نمی تونید لیز لاین داشته باشید." منم با کلی تعجب گفتم که من برای لیز لاین نیومدم. من برای درخواست خط خارج از مرز اومدم. گفت "لیز لاین یا خط خارج از مرز رو به شما نمی تونیم بدیم. متاسفم." من هم از اونجا با کلی اخم و تخم اومدم بیرون.

بعد که دیدم اینجا نتونستم کاری بکنم پس دوباره برم ساختمان مرکزی مخابرات اون کارمند .......... (اینجا رو داشتم فحش می دادم) رو پیدا کنم تا بگم مرتیکه ..... (بازم فحش) مگه منو اسکول گیر آوردی که هر روز این ور اون ور می فرستی؟ خلاصه رفتم تو ساختمان و سراغ اون کارمند رو گرفتم. بعد که دیدمش خواستم بد و بیراه نثارش کنم اما نمی دونم چی شد که منصرف شدم. بعد گفتم که شما مگه نگفتید همه چیز آماده هست. فقط باید یک امضای ساده از آقای ... بگیری. پس چی شد؟ این بود اون امضای ساده؟ کارمند با تعجب برگشت به من گفت "مگه تو درخواست چی نوشتی؟ نامه رو بده ببینم." من هم نامه رو دادم تا مطالعه کنه. بعد گفت تو نامه مشکلی نداری. فقط باید روی عبارت خط خصوصی بیشتر تاکید کنی." منم گفتم که آقای ... میگه شما نمی تونید لیز لاین داشته باشی. پس چه طوری من خط خصوصی بگیرم؟ گفت "قبلا این دوتا با هم یکی بودن ولی چند وقت می شه که این دوتا از هم جدا شده. لیز یک قانون و خط خصوصی یک قانون دیگه. برای لیز شما هزینه 300 هزار تومان رو باید اول واریز کنی. ولی برای خط خصوصی به غیر از مالیات و آبونمان ، شما یک هزینه به عنوان کنترل و نگهداری باید ماهیانه پرداخت کنی." گفتم پس من الان چی کار کنم. آقای ... که تایید نمی کنن. گفت "بشین رو صندلی تا کارت رو درست کنم."

من هم نسشتم رو صندلی. دیدم طرف گوشی تلفن رو برداشت و شماره یک جایی رو گرفت. بعد شروع به صحبت کردن در باره شام و مهمونی و شیرینی و دسته گل و حموم !!! کرد. بعد از 7 دقیقه گفت "فراموش کردم بگم، یکی از مشترکین ما اومده درخواست خط خصوصی داره و تا حالا چند دفعه اومده ..." بعد از چند دقیقه مکالمه رو تموم کرد و رو به من گفت "ببین شما فردا ساعت 9 صبح میری ساختمان ماکروویو. سراغ آقای ... نرو!!! دنبال آقای رستمی برو. ایشون زیر دست آقای ... هستن. من جریان شما رو توضیح دادم. شما فردا درخواست خودت رو ببر تا اون آقای ... رو در جریان کل ماجرا قرار بده. البته رفتی اونجا یکم هواش رو داشته باش که کارت زودتر انجام بشه و گرفتار نامه نگاری های اداری نشی. این کار رو بکنی کارت زودتر راه میوفته!!!" من هم از اونجا اومدم بیرون و رفتم خونه تا متن درخواست رو کمی تغییر بدم.

حالا فردا امیدوارم که کارم راه بیوفته. ولی فکر نمی کردم برای انجام دادن این کار مجبور به دادن رشوه (به علت ناپسند بودن این حرکت بخوانید حق العمل !!!) بشم. امیدوارم فردا همه چیز خوب پیش بره.


هفت خوان رستم - در انتظار فرج

پشگفتار : اول از همه بابت تاخیر پیش اومده در پست جدید پوزش می خوام. چون حسابی درگیر یک پروژه ای هستم که از بیان جزئیات اون عاجزم.

همان طوری که قرار بود درخواست جدید خودم رو که عبارت لیز لاین رو به سیم خصوصی تغییر داده بودم به آقای رستمی در ساختمان ماکروویو تحویل دادم. ایشون هم بعد از خواندن نامه گفتم همراه من بیا. بعد به اتفاق هم وارد یکی از اتاق های همکارش شدیم. بعد از خوش بش کردن به همکارش گفت "ایشون آقای مهربانی یکی از دوستان خوب ما هستن!!! آقای ... تو ساختمان مدیریت حسابی سفارش ایشون رو کردن که کار بنده خدا زودتر انجام بشه. اینم شما و ایشون. فعلا من برم تا به کارهام برسم." خودم از این نوع صحبت کردن تعجب کردم. من فقط چند روز بود که با کارمندای مخابرات واحد مدیریت آشنا شدم. اگه یادتون باشه همونی که دیروز تو ساختمان مدیریت داشت تلفنی صحبت می کرد. مثل اینکه این بابا کارهای ما رو ردیف کرده.

بعد طرف برگشت گفت "خوب جناب آقای مهربانی ، تو درخواست شما آدرس دقیق محل شما هست، تلفن تماس هم همین طور، چشم ، من امکانات فنی رو بررسی می کنم به شما اطلاع میدم. امروز که چهارشنبه هست، فردا و پس فردا اداره تعطیله، شنبه هم که به کارهای شما رسیدگی می شه، پس شما یک شنبه با این شماره من تماس بگیرید و من به شما اطلاع میدم." من هم شماره رو گرفتم از دفتر رفتم بیرون.

همین طور که داشتم می رفتم یاد این موضوع افتادم که اصلا هزینه کلی این سیستمی که دارم پیاده می کنم چه قدر تموم می شه؟ دوباره رفتم تو اتاق به کارمند مربوطه گفتم "ببخشید، می خواستم بدونم این کاری رو که انجام می دید آخر سر چه نوع سیستم ارتباطی هست؟ لیز لاین، سیم خصوصی ، خط خارج از مرز یا ...". گفت "این درخواست شما همون لیز لاین می شه. که شما در ابتدا مبلغ 300 هزار تومان رو به عنوان ودیعه پرداخت می کنید و ماهیانه مبلغ 5000 هزار تومان به عنوان حق نگهداری و نظارت به صورت آبونمان پرداخت می کنید."

متوجه یک موضوعی شدم. اونم این که این لیز لاین ، سیم خصوصی ، خط خارج از مرز و ... همه و همه یک نوع سیستم ارتباطی خصوصی هست که به علت نداشتن اطلاعات کافی کارمندان مخابرات باعث سردرگمی من شدن. حتی خودشون هم نمی دونن این امکانات برای چیه؟ وقتی کارمند قسمت مدارات ساختمان ریاست استان میگه "شما درخواست لیز لاین نده، درخواست سیم خصوصی رو بده" مشخص هست که اصلا این آدم هیچ اطلاعی تو این زمینه نداره. چون هر دوی اینها یکی هستن.

به هر حال وقتی متوجه ماجرا شدم از اداره اومدم بیرون. چون شاید از این طریق مجوز لیز لاین رو بگیرم. کی می دونه. شاید از همین طریق منظروم ضعف اطلاعاتی کارمندان مخابرات بتونم مجوز رو بگیرم. فعلا مجبورم تا روز یکشنبه منتظر تماس اونها باشم. پس عملا تا یک شنبه مطلبی با عنوان هفت خوان رستم نمی بینید.


اولین تجربه رسمی من با اوبونتو

بعد از مدت ها اومدم اوبونتو رو روی نوت بوکم نصب کردم. البته تا قبل از این همیشه به صورت Live Disk اوبونتو رو تست می کردم. مراحل نصب خیلی خوب پیشرفت. اصلا فکر نمی کردم که به همین راحتی نصب بشه. بعد از اینکه نصب به طور کامل تموم شد طبق عادت همیشگی خودم سعی در فضولی کردن تو کل سیستم کردم.

نکات جالبی رو پیدا کردم. همین طور که داشتم پیش می رفتم به قسمت محافظ تصویری (Screen Saver) رسیدم. همین طوری که داشتم پیش می رفتم یک دفعه دیدم کل سیستم هنگ کرده! اصلا به هیچ حرکتی از طرف کاربر عکس و العمل نشون نمی داد. خیلی برام عجیب بود، چون اولین بار بود که هنگ کردن اوبونتو رو می دیدم. سیستم رو ری استارت کردم. همه چیز درست شد. دیگه مشکلی ندیدم.

خیلی دوست دارم تا با اوبونتو بیشتر کار کنم و از جزئیات اون بیشتر سر در بیارم. ولی خوب وقت نمی کنم. امیدوارم هر چه زودتر این پروژه های من تموم بشه و بتونم آشنایی بیشتری از ابونتو پیدا کنم. خیلی دوست دارم برای همیشه از ویندوز به سمت لینوکس کوچ کنم ولی حسابی درگیر ویندوز و برنامه نویسی های تحت این سیستم عامل شدم.

شما برای اینکه بتونم زودتر این کوچ رو انجام بدم ، چه روشی رو پیشنهاد می کنید؟


هفت خوان رستم - در انتظار اتصال

همان طوری که قرار بود امروز یکشنبه باید از طرف مخابرات با من تماس می گرفتن. ولی از آنجایی که تو این مدت کوتاه با وضعیت ادارات مخابرات استان آشنا شدم تصمیم گرفتم تا خودم به صورت حضوری دنبال موضوع باشم.

صبح ساعت 9 به ساختمان ماکروویو رفتم تا نتیجه لیز لاین رو بگیرم. رفتم سراغ آقای حاجی آقا تبار. بعد از سلام و علیک گفت شما نمی تونید لیز لاین بگیرید. گفتم اصلا هیچ راهی نداره. گفت متاسفم هیچ راهی نداره. اگر هم جدا قصد این کار رو دارید باید با رئیس صحبت کنید. دوباره رفتم پیش  رئیس، آقای ... (از این به بعد اسم ایشون رو می نویسم، آقای بابازاده) گفتم من برای درخواست لیز اومدم ولی بازم مجوز رو صادر نکردید. چرا ؟

بابازاده برگشت به من گفت "آقای محترم شما چند دفعه اومدید اینجا من هم عرض کردم به شما نمی تونیم لیز بدیم. شما که شرکت نیستید. یا سازمان دولتی یا وابسته به اون." منم گفتم چند دفعه نیست و با این بار میشه 3 دفعه. بعد هم مگه بین من و شرکت ثبت شده چه فرقی هست؟ همون پولی رو که شرکت میده خوب منم پرداخت می کنم." گفت "لیز رو ما برای مواقع ضروری نگه داشتیم. اصلا تو قانون شرکت مخابرات ایران هم لیز فقط با این شرایط داده میشه. اگه اعتراضی نسبت به این موضوع دارید می تونید پیش وزیر شکایت کنید!!!"

من هم با کلی اخم و تخم از اونجا زدم بیرون. البته قبل از این هم می دونستم با شرایط موجود امکان نداره مجوز رو به من بدن. ولی خوب، گفتم از این طریق هم برم جلو بد نیست، شاید مجوز رو دادن. همین که داشتم مسیر رو به سمت خونه طی می کردم، به یاد موضوع مهمی افتادم. شرکت دیتا مخابرات استان مازندارن تو بابل قرار داره. پس چه بهتر به اونجا سر بزنم ببینم میشه کاری کرد یا نه.

رفتم به ساختمان مرکزی دیتا و دنبال مسئول مربوطه رو گرفتم. بعد به آقای به نام رضا نژاد رسیدم. گفتم که من نیاز به یک IP Valid با سرعت 64kps اختصاصی دارم. چه مدارکی می خواد و چه قدر هزینه داره. گفت "برای این سرویس شما باید حتما شرکت داشته باشید، چون به هیچ عنوان به افراد حقیقی داده نمی شه. بعد هم باید خط لیز لاین شما برقرار شده باشه. بعد از اون هم بنا به نیاز شما یکی از سرویس های موجود رو باید انتخاب کنید. در حال حاضر سرویس 64kps ماهیانه 110 هزار تومان، سرویس 128kps ماهیانه 220 هزار تومان و سرویس 256kps ماهیانه 330 هزار تومان است. همچنین مبلغ 106 هزار تومان به عنوان ودیعه باید پرداخت کنید." همین که اطلاعات رو گرفتم از این اداره هم زدم بیرون. گفتم تا زمانی که این قوانین مسخره هست، اصلا نمی شه سراغ این روش های موجود رفت. مگر افراد معمولی چه گناهی کردن که نمی تونند از سرویس های پیشرفته استفاده کنند؟ بی خود نیست کشورهای همسایه ما اینترنت رو با سرعت های نجومی اونم با نصف قیمت ADSL تو ایران به مشتریان خودشون میدن.

همین که داشتم به سمت خونه می رفتم گفتم یک سر هم به مرکز مخابراتی خودمون بزنم ببینم اوضاع از چه قراره. خلاصه رفتم اونجا و دنبال رئیس مرکز گشتم. بعد از سلام و علیک گفت"شما این چند روز کجا بودی؟ هر چی منتظر بودم نیومدی. حتی خواستم از تو پرونده شما شماره تماس شما رو پیدا کنم که موفق نشدم. چون هر چی زنگ می زدم کسی جواب نمی داد (بنده خدا راست میگه. چون تو خونه فقط 3 تا خط تلفن بیکار افتاده و کسی استفاده نمی کنه. البته اون 2 تایی که مادر بزرگوار استفاده می کنند رو حساب نکردم!). خواستم اطلاع بدم که چند روز دیگه بیاید برای قرارداد." گفتم چه قراردادی! من این چند روز فقط درگیر مجوز این خط کوفتی بودم. آخر سر هم امروز آب پاکی رو ریختن روی دستم. گفتن نمی دیم. پس چه طوری بیام از شما خط جدید بگیرم؟ گفت "تو اصلا با اونها چی کار داری! اونها رو ولش کن. همون طوری که چند روز پیش گفتم ما به خاطر شما یک کافو بین مراکز ایجاد کردیم که 20 لاین ظرفیت داره که یکی رو برای شما من خودم گذاشتم کنار. اصلا شما باعث شدید به چند نفر دیگه تو این منطقه سود برسه. الان از 4 تا مفصل یکی وصل شده. یکی دیگه هم تو چند روز آینده وصل می شه. احتمال زیاد روز چهارشنبه یا پنجشنبه بوق این خط ها وصل می شن. خواستم بگم که در دسترس باش تا خبرت کردم بیایی مخابرات قرارداد رو ببندیم. اصلا هم با هیچ کدوم کاری نداشته باش. این یک خط بین دو مرکز هست که اصلا به مخابرات استانی هم مربوط نیست و اجازه دخالت تو این کارها رو هم ندارن. وقتی این کار تموم شد تو چند ساعت خط شما رو به مرکزی که تجهیزات پاپ نصب شده وصل می کنن."

من هم سریع شماره موبایل خودم که هیچ، ماله پدر بزرگوار رو هم دادم که اگر من تو سفر شهرستان بودم ، پدرم بیاد تمام کارها رو انجام بده. حالا باید منتظر باشم تا ببینم کی این مفصل دومی MDF مرکز ما وصل می شه. اسمایلی منتظران اتصال  ^_^


آدینه من

امروز رفتم کنکور رو هم دادم. اونم چه کنکوری... آزمون امروز بیشتر شبیه تفریح بود. اسم دانشگاه که آزاد باشه، قانونش هم از هفت دولت آزاد میشه، داوطلباش هم از همه آزادتر!!! اصلا من اشتباه کردم موقع کنکور با خودم جزوه سر امتحان نبردم!!! اصلا لای کتاب رو باز نکرده بودم. طوری که تا 2 ساعت قبل از کنکور داشتم با سیامک (داداش کوچیکه) ایکس باکس بازی می کردم و بد جور گیر یک مرحله از بازی هالو افتاده بودم. طوری که 3 روزه گیر این مرحله هستم و حتی یک object رو هم تموم نکردم!!!

اصلا یادم نبود. قرار بود چند روز پیش از طرف مخابرات با من تماس بگیرن تا لیز لاین رو وصل کنن. ولی خبری نشد. 3 روز شد 2 هفته. فردا میرم مخابرات ببینم جریان از چه قراره.

روی برنامه نویسی هلیکوپتر دارم درجا می زنم. قسمت انتقال تصویر با مشکل بزرگی مواجه شدم. طوری که حتی با چند تا از دانشجوهای مخابرات هم صبحت می کردم، نتونستن راه حلی برای این مشکل پیدا کنند.

فعلا برم زود به بقیه کارهام برسم تا فردا صبح زود به سراغ همه کارهای عقب افتاده خودم برسم.


هفت خوان رستم - اتصالات

دیروز نزدیک ساعت 10 بود که تلفنم به صدا در اومد. گوشی رو برداشتم و شروع به صحبت کردم. گفت "....... هستم از مرکز ولایت." آقا اینو که گفت بی اختیار خوشحال شدم، گفتم لابد اتفاق خوبی افتاده که زنگ زده.

گفت: "تمامی لینک ها داخلی وصل شدن و الان می تونیم به شما سرویس لیز لاین رو بدیم. شما فقط شنبه اول وقت با یه سری مدارک شناسایی بیا مرکز تا کارهای اداری اون رو انجام بدیم. همون طوری که قبلا قول داده بودم تا سیستم راه اندازی شد با شما تماس گرفتم."

بعد از تشکر و مرسی و فدات بشم و انشاالله عروسیت و خدا پدرت و بیامرزه و ... تلفن رو قطع کردم. اصلا فکرش رو نمی کردم کارها به این زودی تموم بشه. حالا باید شنبه برم مرکز تا ببینم این کاغذ بازی های اداری چیه و چه قدر طول میکشه تا تموم بشه.

پ.ن: تا اونجایی که من یادم میاد برای درخواست لیز لاین باید مبلغ 300 هزار تومان به عنوان ودیعه به ماکروویو بپردازم. ولی الان من لیز لاین به صورت رسمی نمی گیرم. پس چرا 300 هزار تومن پول بی زبون رو به اینها بدم؟ شاید نیاز نباشه. هنوز هیچی معلوم نیست. باید تا شنبه صبر کرد.


هفت خوان رستم - تست شبکه

همان طوری که قرار بود امروز به مرکز مخابرات مراجعه کردم تا ببینم این کاغذ بازی های اداری چی هستن. رفتم سراغ مسئول مربوطه. بعد از سلام و احوال پرسی گفت با عرض پوزش به خاطر بارندگی امروز هنوز بوق رو وصل نکردن !!! من که هیچ رابطه ای بین بارون و بوق پیدا نکردم. شما کردید؟

گفتم پس من چی کار کنم. الان به خاطر همین موضوع اومدم. گفت برم به مرکز نوشیروانی تو قسمت شبکه هوایی دنبال فلانی بگرد. من هم سریع خودم رو به اونجا رسوندم. رفتم تو شبکه هوایی دنبال فلانی گشتم تا پیداش کردم. ازش داستان رو پرسیدم. گفت: بله همه کارها انجام شده فقط مونده تست شبکه که اونم تا فردا انجام میشه. شماره ما رو داشته باشید. فردا راس ساعت 12 با ما تماس بگیرید تا از نتیجه کار مطلع بشید.

من هم از اونجا دوباره به سمت مرکز خودم برگشتم و رفتم پیش رئیس. گفت پس داره تموم میشه. فردا یه تماس بگیر تا مطمئن بشی کارت درست شده. این جا بود که یه سوال برام پیش اومد. من تو این مدت کارهای زیادی رو انجام دادم، از طریق آدم های خیلی زیادی پیگیر موضوع شدم، انواع کلک ها شرکت مخابرات رو یاد گرفتم، ولی آخر سر نفهمیدم این کاری که دارم می کنم چیه !!؟ لیز لاین شد، خط خصوصی شرایطی شد، خط خارج از مرز شد و...

از رئیس مرکز پرسیدم. اونم جواب داد: در حالت معمول شما باید لیز لاین می گرفتید. در حالی که با پیگیری های شما این مرکز شامل شرایط ویژه شد. یعنی با توجه به نیاز مشترک و نبود امکانات در مرکز و همچنین پیگیری های شما (اینجا بود که حسابی کیف کردم) یه کافو بین دو مرکز برقرار شد تا بتونیم به تعداد محدود سرویس ADSL رو ارئه کنیم. الان هم تو این مرکز ما تجهیزات پاپ رو نصب نکردیم. بلکه داریم با این کافو شما رو به یه مرکز دیگه وصل می کنیم. که البته اینها به شما مربوط نمیشه. چون شما به عنوان یه مشترک بعد از مطمئن شدن از اینکه تو مرکز شما سرویس ارائه میشه می تونید با شرکت مورد نظر قرارداد رو ببندید. دیگه نیازی به پرداخت 300 هزار تومن به عنوان ودیعه لیز لاین نیست. فقط باید همون هزینه آبونمان رو پرداخت کنید.

حالا باید فردا تماس بگیرم تا ببینم نتیجه نهایی چیه. در ضمن باید هم به فکر یه مودم خوب باشم. چون اصلا خود مخابراتی ها مودم ها LINKSYS و TP-LINK رو تایید می کردن. منم که می خوام Wierlees اینها رو بخرم. پس باید حسابی بگردم ببینم چه مدلی خوبه. شما اگه مدلی مد نظر دارید ممنون میشم همین جا معرفی کنید. در ضمن الویت سیستم عامل مورد نظر من لینوکس هست. رو نوشت به حدیث : اقدام جدی جهت کوچ کردن به سمت لینوکس

به روز شد در 23 / 10 / 1387
امروز ساعت 12 با مخابرات تماس گرفتم. یه خانم گوشی رو برداشت. گفتم برای چی تماس گرفتم و می خوام نتیجه رو بپرسم. گفت با عرض پوزش همکارمون رفتن مرخصی تا فردا هم بر نمی گردن. گفتم مگه شما خبر ندارید که تست شبکه درست جواب داده یا نه؟ من چند ماه درگیر این مسئله هستم. گفت نه. باید خودشون بیان. شما فردا تماس بگیرید. بعد هم تلفن رو قطع کرد.

چرا باید ما ایرانی ها نسبت به ارباب رجوع اینقدر بی احترامی کنیم. اگه این سازمان عریض و طویل مخابرات C.R.M رو استفاده می کرد، این همه مشتریانش خون جگر نمی خوردن. بی خود نیست این ایران هیچ وقت پیش رفت نمی کنه و یا اگه پیشرفتی داشته باشه در حد سرعت لاک پشته.

به روز شد در 24 / 10 / 1387
امروز رفتم مخابرات تا دقیقا موضوع رو رسیدگی کنم. رفتم به اتاق شبکه هوایی و دنبال آقای ... رو گرفتم گفتن تو MDF هست. رفتم جلوی MDF ایستادم و طرف رو صدا زدم. جالب اینجاست روی در نوشته بود "ورود افراد متفرقه به داخل MDF ممنوع است. حتی شما همکار گرامی" . در حالی که وقتی فرد مورد نظر از اتاق اومد بیرون با چندین نفر دیگه در حال خوش و بش اونم با سینی چایی !!! گفتم برای نتیجه تست شبکه اومدم. گفت هنوز خبری نشده. شما هم نیاز نیست به اینجا مراجعه کنید. از طریق مرکز خودتون پیگیری کنید.

منم از اونجا زدم بیرون رفتم مرکز خودمون تا بگم ماجرا از چه قراره. اینا گفتن که تست شبکه مونده. پس چی شد. وقتی رفتم تو اتاق امور مشترکین دیدم هم رئیس مرکز و هم مسئول مخابرات (همونی که تو ساختمان مرکزی مخابرات استان بود و کار من رو راه انداخت) اونجا هستن. تا من رو دید کلی تحویل گرفت. گفتم اینها میگن تست جواب نداده. جریان چیه؟ بعد طرف گفت: هر کی گفته اشتباه کرده. تست هم تموم شد. الان شما می تونید سرویس رو داشته باشید. فقط کافیه برید به یکی از شرکت های که تو اون مرکز سرویس ADSL ارائه می کنن. با اونها قرار داد رو ببندید. بعد یه نسخه رو برای مدارات می فرستن که ما خط شما رو تایید می کنیم. اونجا پورت شما رو به لیزی که ما برای مشترکین ویژه کشیدیم وصل می کنن.

من هم با کلی تشکر از اونجا اومدم بیرون. پیش خودم گفتم عجب دستگاه عریض و طویل بی صاحبی است این شرکت مخابرات ایران !!! یکی می گه راه افتاده ، یکی هم می گه نه. به هر حال ظاهرا خر ما که از پل گذشت ، ببینم باز چی پیش میاد.


هفت خوان رستم - پورت خالی

تا اینجای کار اگه ماجراهای عجیب غریب من و این سرویس کوفتی ADSL رو که با عنوان هفت خوان رستم تو این وبلاگ نوشتم رو پیگیری کرده باشید تا حالا متوجه کل داستان شدید. پس امروز هم به ادامه ماجرا می پردازیم.

بعد از اینکه چراغ سبز مرکز مخابرات رو جهت دریافت سرویس گرفتم به سراغ شرکت پارس آنلاین در بابل رفتم. بعد از توضیح ماجرا و اینکه با چه سختی چنین سیستمی رو تو مخابرات راه انداختم، با خیال راحت برگشت گفت متاسفتانه تو مرکز نوشیروانی پورت خالی نداریم. احتمال زیاد این هفته تجهیزات از تهران میاد و پورت های جدید رو نصب می کنیم. شما شماره تماس خودت رو بده هر وقت آماده شد خبرت می کنیم. من هم شماره تماس رو دادم و از شرکت زدم بیرون. می دونم طرف چیزی در حد چرت و پرت گفته. مگه میاد همچین کاری بکنه. منتظر می مونه تا یکی از مشترک های اون مرکز سرویس خودش رو تمدید نکنه بعد پورت اون رو به من بده.

با یکی از دوستان (رسول) تماس گرفتم تا ببینم چه شرکت های تو بابل سرویس میدن. گفت پارس آنلاین تهران، داده گستر، آفشید و شاتل تهران که تا چند روز دیگه میاد و... . بیشتر بررسی کردم متوجه شدم فقط تو مرکز نوشیروانی پارس آنلاین و آفشید سرویس میدن. از اولی که قطع امید کردم. برم سراغ دومی شاید اتفاقی بیوفته. آدرس شرکت رو گرفتم و رفتم اونجا.

آدرس مربوط به طبقه چهارم پاساژ یاس ، روبروی پاساژ شهریار بود. برای اولین بار بود به این طبقه پاساژ رفتم. اول کلی تعجب کردم. تا اونجایی که من یادم میاد از در هیچ فیضیه ای رد نشدم !!! به جای اینکه دفتر شرکت یا وکیل دادگستری یا چیزی تو این مایه ها رو ببینم، همش دفتر مراجع رو میدیدم!!! دفتر آیت الله ...، دفتر حجت السلام .... . بلاخره شرکت رو پیدا کردم و رفتم تو. دیدم یه دختر (چون حلقه ازدواج دستش نبود) همچین زیبا و دل نشینی( موهای رنگ کرده و  ناخن ها لاک زده ، ابرو مدل...) نشسته پشت میز داره با چشاش منو میخوره و یه آقای کیف به دست داشت یه سری مدارک رو تو کیفش به زور جا می کرد. به جرات می تونم بگم اگه یه کاغذ A4 توی کیفش می گذاشت، کیف منفجر میشد !!!

برای رعایت برخی از مسائل ظاهری اصلا دختره رو تحویل نگرفتم و رفتم سراغ پسره. گفتم برای چه مراکزی سرویس ارائه می کنید. اونم اسم همه رو گفت. متوجه شدم مرکز نوشیروانی هم تو این لیست بلند بالای همایونی ایشون هم هست. گفتم تو این مرکز پورت خالی دارید؟ گفت بله. چه طور مگه؟ منم رک برگشتم گفتم چون من قرار بود با پارس آنلاین قرارداد ببندم. ولی چون پورت خالی نداشت با پرس و جو بررسی به شرکت شما رسیدم. الان هم به احتمالا زیاد سرویس 256 یا 512 می خوام. دختره با کلی ذوق و شوق برگشت گفت بله چرا که نداریم این لیست قیمت های ما هست. منم لیست رو از دستش گرفتم و یه نگاه اجباری / سرپایی به اون انداختم. دیدم سرویس 512 با پهنای باند 3 گیگ رو میده 29,900 تومان. احتمالا اون 100 تومن هم برای این کسر کردن که مثلا ارواح خودشون منصف هستن و قیمت دقیق از مشتری می گیرن و به هیچ عنوان گرون فروش نمی کنن. مودم رو پرسیدم گفت یه مدل 42 (USB)، یه مدل 57 (Router)و یه مدل 92 تومن (Wireless) هست. برند رو پرسیدم گفت TP-LINK هست. منم به بهانه هماهنگ کردن با مخابرات منطقه به علت مشتری ویژه بودنم اومدم بیرون.

از اونجایی که خبر داشتم این شرکت ها مودم ها رو گرون تر از بیرون می فروشند، با یه بررسی متوجه شدم مودمی که 57 تومن به ملت می فروشن رو دارن تو تهران 44 تومن با تحویل رایگان میدن. من قصدم تهیه مودم ADSL / Wireless بود ولی هر چی می گردم چیزی که باب میل خودم باشه پیدا نمی کنم. به خاطر همین به مودم / روتر TP-LINK مدل 8840 رضایت دادم. سر فرصت یه A.P مناسب و باب میل خودم رو هم تهیه می کنم و به این مودم وصل می کنم تا شبکه ای که تو خونه لازم دارم رو راه اندازی می کنم.

ولی به کارایی این مودم مشکوک هستم. نظر شما چیه؟ مودم خوبی هست؟  TP-LINK ها با لینوکس مشکلی ندارن؟ چون دارم به طور کامل از ویندوز کوچ می کنم.


هفت خوان رستم - شمارش معکوس

با اینکه هنوز سرویس ADSL من وصل نشده، رفتم و مودم رو خریدم. فعلا TP-LINK مدل 8841 رو خریدم. بعد ها هم سر فرصت یه A.P خفن جور می کنم تا شبکه ای که تو خونه نیاز دارم رو راه اندازی کنم. ولی خوب، فعلا سرویس من که وصل نشده به خاطر همین باید دنبال موضوع باشم.

دیروز رفتم مرکز نوشیروانی تا آدرس دقیق شرکت های دیگه رو بگیرم تا ببینم اون ها چی میگن. دیدم کل مرکز ریخته بهم طوری که انگار جنگ شده !!! کابل ها از سقف آویزون شدن و یکی داد می زنه سیم رو بیار ، اون یکی هوار میکشه دمپایی من رو کجا بردی و... بلاخره تو این وضعیت شیر تو شیر مسئول شبکه هوایی رو پیدا کردم. گفت بچه دارن تجهیزات شاتل رو نصب می کنند. مسئول اون هم اونجا ایستاده. پولیور صورتی (رونوشت به حدیثه) . منم رفتم جلو ازش توضیحات خواستم. خودش رو اخلاقی معرفی کرد و گفت ما شرکت نیستیم، بلکه شاتل تهران هستیم و داریم بابل رو به مجموعه خودمون اضافه می کنیم. الان هم داریم تجهیزات رو نصب می کنیم که در حال حاضر مرکز برای ارتباط بین مراکز مخابراتی به ما E1 داده که ما تقاضای فیبر نوری کردیم. گفتم از کی می تونید به کاربران سرویس بدید گفت شاید از 20 ~ 30 روز آینده. منم شماره تماس مهندس رو برای هماهنگی و کسب اطلاعات بیشتر از پیشرفت کار گرفتم و زدم بیرون.

پیش خودم حساب کردم تا این ها بخوان همچین کاری رو انجام بدن 30 روز که هیچ، 3 ماه طول می کشه تا همه کارها رو انجام بدن. به خاطر همین گفتم یه سر به شرکت پارس آنلاین بزنم و باهاشون طی کنم. رفتم شرکت پارس آنلاین و جریان رو گفتم که من نمی تونم بیشتر از این صبر کنم نهایتا تا آخر هفته وگرنه مجبورم بر خلاف میل خودم با یک شرکت دیگه قرارداد رو ببندم. گفت اتفاقا ما پیش پای شما کنفرانس تلفنی داشتیم با پارس آنلاین تهران. گفتن که تا چند روز دیگه تجهیزات رو ارسال می کنند. وقتی که دستگاه های جدید نصب بشن اولین کسی که با خبر میشه شما هستید. گفتم امیدوارم چون شدیدا من به این خط نیاز دارم.

با این حال تا آخر هفته منتظر می مونم اگه تا شنبه خبر دادن که هیچ و گرنه مجبورم با همون شرکت بی نام و نشان قرارداد رو ببندم.


هفت خوان رستم - آرامش قبل از طوفان !

پیشگفتار: از اینکه بین ارسال مطالب پیرامون "هفت خوان رستم" و سرویس ADSL کوفتی من وقفه ایجاد شده پوزش می خوام. چون به علت بعضی از مشکلات شخصی و محدودیت دسترسی به شبکه، باعث شده تا گزارش لحظه به لحظه پیرامون این موضوع دیر به دیر ارسال بشه.

تو این چند روز منتظر این بودم تا شرکت پارس آنلاین پورت های جدید رو نصب کنه و سریعا به من اطلاع بده. ولی با گذشت چند روز هنوز خبری نشد. تا اینکه دیروز تصمیم گرفتم به شرکت پارس آنلاین مراجعه کنم ، اگر پورت ها رو نصب کرده بود که هیچ، وگرنه سریع به شرکت آفشید می رفتم و قرارداد رو می نوشتم. اما قبلش گفتم بهتر از رئیس مرکز خودم یه تشکر بکنم و به خاطر قدردانی از زحماتش مجموعه کاملا ابونتو 8.10 شامل Desktop و Server 32bit و  Server 64bit رو که چند روز پیش سری جدیدش از طریق پست به دستم رسید بدم.

با سی دی ها ابونتو به مرکز مخابرات رفتم. اول طبق معمول سلام و احوال پرسی کردم. تا خواستم موضوع سی دی ها رو بگم خودش گفت آقای مهربانی، من واقعا شرمنده شما هستم. نمی دونم چی بگم. گفتم چی شده؟ اتفاقی افتاده؟ گفت مسئول مدارات ماکروویو زیر همه حرفاش زد!!! الان با این همه هزینه ای که از حساب مخابرات پراخت کردیم و تجهیزات رو راه اندازی کردیم، این آقا زیر حرفش زد. گفتم یعنی چی؟ این همه زحمت و دوندگی من چی میشه؟ گفت والله ما خودمون هم از دست این آقا خسته شدیم، با همکارانش که ما باشیم برخورد بسیار بدی داره، چه برسه به شما که ارباب رجوع باشید. با این حال با کلی حرف و دلیل و منطقی که آوردیم قرار شد موضوع رو تو جلسه داخلی مطرح کنند. باید صبر کرد. جلسه اینها هم چهارشنبه ها برگزار میشه.

حسابی خشکم زد. منو بگو که کلی دلم رو خوش کرده بودم همه کارها رو تموم کردم. نگو باز همون آدم سنگ جلوی پای من انداخت. همونی که چند دفعه برای دریافت مجوز لیز لاین به دفترش رفته بودم. همونی که چند دفعه معطلم کرد. همونی که همه چیز رو خراب می کرد. همونی که ...

با این حال سی دی ها رو بهش دادم. کلی تشکر و قدردانی کرد. گفت وقتی که مطلع شدم حتما خبرت می کنم. قول میدم. من هم از اونجا زدم بیرون و به سمت خونه ره افتادم. بد جور قاطی کردم. طوری که می خواستم با همه دعوا کنم. تلفن رو برداشتم و زنگ زدم به شرکت پارس آنلاین. گفتم اگه بخواد عنوان کنه که پورت ها به دستش نرسیده عصبانیت خودم رو با فحش دادن به طرف بابت اینکه چند هفته من رو معطل کرده ، خالی کنم. اما بعد از گفتن موضوع و اینکه کارم تو قسمت مدارات گیر کرده گفت کی این آقای ... از اون اداره میره تا ما از دستش راحت بشیم !!! گفت منظورت چیه؟ گفت چند وقت پیش هم یه مشتری بود که لیز می خواست. همه کارهاش رو انجام دادیم و داشت تموم میشد. فقط یه قسمت ناچیز اون مربوط به اداره مدارات میشد تا اینکه آقای ... خودش رو انداخت وسط گفت عمرا بذارم این خط وصل بشه. چرا از من اجازه نگرفتید !!! فقط می خواد خودنمایی کنه. دیدم تنها من نیستم، بلکه شرکت ها هم از دست این آقا کلافه هستن. گفتم پس من چی کار کنم؟ گفت می تونی یه سر به ساختمان مدیریت بزنی. اونجا سراغ آقای ... رو بگیر. آدم خوب و منطقی هستش. اگه موضوع رو کاملا بهش بگی می تونه کاری برات انجام بده چون این آقا مقام بالاتری نسبت به آقای ... تو ساختمان مدارات داره.

من که این همه مدت صبر کردم، تا چهارشنبه هم روش. پنجشنبه هم که مخابرات تعطیل هست. پس نتیجه می مونه برای شنبه. اگه کارم راه افتاد که هیچ، وگرنه بد جور برای آقای ... تو مدارات دارم !!! حتی حاضرم به جنگش برم. کوچکترین کاری که می تونم انجام بدم اینه که حسابی زیر آب این آدم رو پیش آقای ... تو ساختمان مدیریت بزنم. حتی اگر لازم باشه اسناد و مدارکی که تو این چند وقته جمع کردم و همه اونها به این آدم ختم میشه که سنگ جلوی پام انداخته رو برای مافوقش رو می کنم. اگه بازم کارم درست نشد، من از اون لجبازترم. می رم تجهیزات وایرلس و دکل مخابراتی رو از لجم که شده با هزینه شخصی خودم نصب می کنم ببینم کی می تونه جلوی من رو بگیره. پس فعلا باید صبر کرد. به قول حدیثه : اسمایلی آرامش قبل از طوفان

پ.ن: باز این دختره زده به سرش، دیروز که داشتم فیدها رو می خوندم یک دفعه دیدم یه پست نوشت "برای همیشه خداحافظ" !!! معلوم نیست باز این بار چه فکری کرده. چند وقت پیش هم اکانت های خودش رو از تو فرند فید و تویتر پاک کرده بود. حتی وبلاگش رو کاملا حذف کرد. ولی بعد از یکماه دوباره همه رو سرجاش برگردوند. امیدوارم این ماجرای خداحافظی هم مثل همونا باشه وگرنه یکی از بهترین دوستان مجازیم رو تو فضای سایبر از دست میدم.


هفت خوان رستم - جمع آوری امضا !

پیشگفتار: تو چند روز گذشته اتفاقاتی افتاده که من اینجا خلاصه همه رو انعکاس میدم. از دوستانی که تو این چند وقت با پیام های خودشون من رو دل گرم کردند بسیار تشکر می کنم. انشالله روزی بتونم این محبت دوستان رو جبران کنم.

روز سه شنبه (یک روز قبل از جلسه مخابرات) رفتم به مرکز ولایت. با رئیس مرکز مشورت کردم اگه بشه بتونم به ملاقات فردی برم تا بتونم نظرش رو برای جلسه فردا جلب کنم. گفت فقط می تونی پیش یک نفر بری، اونم مافوق این آقاست. مهندس ... تو ساختمان مدیریت مخابرات استان. منم رفتم به ساختمان مدیریت و دنبال فرد مورد نظر گشتم. دفترش طبقه اول بود. وقتی وارد شدم کلی آدم که هر کدوم یک گوشی تلفن و کلی پرونده دستشون بود و داشتن با یک آقای صحبت می کردن. من هم رفتم جلو تا با اون آدم صحبت کنم که گفت شما با کی کار دارید؟ گفتم مهندس ... . گفت اینجا دفترشون هست، چند لحظه صبر کنید تا کار این آقایون تموم شد بفرستم بری تو. من هم نشستم روی صندلی تا نوبتم بشه. بعد از ده دقیقه گفت همراه من بیا. منشی در رو باز کرد و من پشت سر اون راه افتادم رفتم داخل دفتر. فضای گرم و جالبی داشت. میز کار و میز کنفراس ، نقشه های بزرگی از کابل های زمینی استان مازندارن بر روی دیوارهای اتاق ، چندین گلدان جهت ایجاد فضای سبز و... . بر خلاف انتظارم که فکر می کردم طرف پشت میز نشسته و من باید به صورت سرپایی باهاش صحبت کنم، دیدم روی یک مبل راحتی نشسته و اشاره می کنه که کنارش بنشینم! من هم نشستم کنارش تا تلفنش رو تموم کنه. بعد رو به من کرد و گفت چه کمکی می تونم بکنم؟ من هم کل داستان رو گفتم (اون قسمتی که آقای .... تو قسمت مدارات سنگ جلوی پای من انداخته رو با آب و تاپ بیشتری تعریف کردم) و اینکه الان اومدم خدمت شما تا کسب تکلیف کنم. گفت نامه ای همراه آوردی؟ گفتم نه. گفت پس شما درخواست رسمی خودت رو بیار تا من بررسی کنم و نتیجه رو اعلام کنم. من هم تشکر کردم از اونجا اومدم بیرون.

رفتم مرکز ولایت تا بگم ماجرا از چه قرار هست. گفت شما درخواست خودت رو آماده کن ولی مخابرات نبر !!! تا فردا باید صبر کنی تا ببینی نتیجه چی میشه. گفتم خیلی خوب ، پس من منتظر می مونم.

روز پنجشنبه ، تقریبا ساعت 10 صبح بود که به مرکز ولایت رفتم تا نتیجه رو بپرسم. گفت متاسفم. نتونستم کاری انجام بدم. اون آقای ... تو مدارات بازم قبول نکرد. من که از قبل حدس زده بودم که همچین اتفاقی میوفته، نامه رسمی خودم رو که قبلا تنظیم کرده بودم رو بهش دادم. اول مطالعه کرد و بعد گفت خیلی خوبه، صبر کن من موافق مرکز ولایت رو برات آماده کنم. چند دقیقه صبر کردم و بعد گفت این موافقت مرکز ولایت، این هم مرکز نوشیروانی. شما فقط باید موافقت شرکت سرویس دهنده ADSL رو هم بگیری تا همه رو با هم پیش مهندس ... تو ساختمان مدیریت استان ببری. اول ازش تشکر کردم ولی وقتی بیشتر به نامه موافقت مخابرات دقت کردم دیدم اسمی از مخابرات برده نشده !!! سربرگ نامه هم به اسم شرکت های هست که من تا حالا نشنیده بودم. ازش علت رو پرسیدم و گفت مخابرات مدیریت مراکز رو به کارفرما داده و این نامه ها هم از طرف کارفرمای مربوطه به شرکت مخابرات هست. به هر حال خداحافظی کردم و از مرکز اومدم بیرون. برام خیلی عجیب بود که مدیریت مراکز رو کارفرما انجام میده نه شرکت مخابرات.

رفتم سراغ شرکت پارس آنلاین تا نامه موافقت اونها رو هم بگیرم اما دیدم که دفتر شرکت بسته هست. رفتم سراغ آفشید دیدم اون هم بسته. بیشتر دقت کردم یادم افتاد که بابا امروز پنجشنبه هست اونم ساعت 5 بعد از ظهر! خوب معلومه هیچ شرکتی این موقع باز نیست. به قول معروف دست از پا درازتر برگشتم خونه و این پست رو نوشتم. حالا باید تا شنبه صبر کرد. اول باید نامه هر دوتا شرکت رو بگیرم بعد ببرم پیش مهندس ... امیدوارم که این دفعه موفق بشم.


هفت خوان رستم - سفر به خارج از کشور

همان طوری که قرار بود شنبه (دیروز) به شرکت های سرویس دهنده اینترنت رفتم تا نامه های اونها مبنی بر اینکه آمادگی کامل جهت سرویس دهی به مشترکین ویژه دارند رو گرفتم. بعد هم به شرکت مخابرات استان مراجعه کردم تا نامه مربوطه رو بدم. ولی با کمال تعجب متوجه شدم که مهندس ... رفتن به سفر خارج از کشور و مشخص نیست کی برگرده !!! منم شماره تماس دفتر رو گرفتم و رفتم خونه.

حالا باید هر روز زنگ بزنم ببینم کی بر می گرده ایران. ولی عجب شماره ای داره !!! هم دفترش و هم شماره موبایلش !!! پس فعلا باید تا اطلاع ثانوی منتظر این آقا بود.


هفت خوان رستم - تیر خلاص بر پیکره نیمه جان من !

مهم: با توجه به شرایط پیش اومده و وضعیت حاضر مراکز مخابراتی فکر می کنم این آخرین پست با عنوان "هفت خوان رستم" درباره راه اندازی سرویس ADSL من هست. از کلیه دوستان و خوانندگان وبلاگ خواهش می کنم متن را با دقت مطالعه کنند و در آخر نظر خودشون رو بیان کنند. در صورتی که مایل هستید می توانید نظر خود را به صورت ناشناس ارسال کنید. این متن شامل مطالبی است که بعد از پنج ماه بررسی دقیق و گزارش از شرح حال وضعیت سرویس دهی اینترنت در ایران مخصوصا شهرستان ها درج شده است.

امروز (دوشنبه) ساعت 9 صبح با دفتر مهندس قنبرزاده (از این به بعد اسامی تمامی افراد رو درج می کنم) واقع در ساختمان مدیریت مخابرات استان مازندران تماس گرفتم و متوجه شدم ایشون از سفر برگشته و الان تو دفتر خودش هست. من هم سریع تمامی مداراک و نامه های که از قبل آماده کرده بودم رو ورداشتم و به سمت اداره راه افتادم. وقتی وارد دفتر شدم دیدم به غیر از من و منشی هیچ کس تو دفتر نیست، بعد هم با هماهنگی وارد دفتر شدم و دیدم مهندس در حال صحبت کردن با تلفن همراه خودش هست و با دست اشاره می کنه تا روی صندلی بنشینم. بعد از چند دقیقه که مکالمه تلفنی تموم شد رو به من کرد و گفت بنده در خدمت هستم ، منم تمامی اسناد و مدارک رو دادم تا مطالعه بکنه. اول پاکت نامه مربوط به شرکت سرویس دهنده اینترنتی رو باز کرد و بعد از مطالعه روانویس خودش رو برداشت شروع به نوشتن پای نامه کرد. خیلی خوشحال شدم، چون تمامی اسناد رو آورده بودم و نمی تونست دلیلی بیاره که مدارکت کمه، بعد هم درخواست رسمی من و نامه رسمی مراکز مخابراتی و در آخر رو به من کرد و گفت من درخواست شما رو مطالعه کردم و پای همه اونها یادداشت کردم ، شما می تونید همه رو برای بررسی ببرید. من هم با کلی خوشحالی نامه ها رو گرفتم و پرسیدم پیش چه کسی باید ببرم؟ گفت قسمت مدارات آقای بابازاده (همونی که تا این لحظه مانع پیش رفت کارهای من شده و بعد از پنج ماه زیر حرفش زده) ببرید تا بررسی و نتیجه رو اعلام کنند !!! یک دفعه خشکم زد، بازم باید برم پیش بابازاده تو ساختمان ماکروویو، با این حال تشکر کردم و از اداره زدم بیرون.
 
قبل از هر کاری با آقای اسدالله زاده (مسئول مرکز ولایت) تماس گرفتم تا در جریان موضوع قرار بدم و قبل از هر کاری باهاش مشورت بکنم. گفت مشکلی نیست، چون قنبرزاده پای نامه امضا کرده به احتمال زیاد موفق میشی. من هم به سمت ساختمان ماکروویو واقع در میدان کارگر بابل راه افتادم.

وارد اداره شدم، البته اداره نمیشه گفت چون بیشتر شبیه یک قلعه نظامی هست! همه پنچره ها با آجر 3 سانتی و بتون پر شده طوری که حتی یک روزنه نور هم نمیشه پیدا کرد. به هر حال به جلوی در اتاق بابازاده رسیدم متوجه شدم بسته هست. رفتم به سراغ همکارش تا بپرسم کجاست که دیدم طرف تو اتاق همکارش ایستاده و با یک دست تلفن رو گرفته و با دست دیگه نامه ارباب رجوع رو امضا می کنه. بعد از چند دقیقه نوبت به من رسید. اول یک سلام معمولی کرد ولی وقتی نامه ها رو باز کرد و امضا مهندس قنبرزاده پای نامه ها رو دید یکم خودش رو جمع جور کرد و من رو تحویل گرفت! به راستی چرا وقت و منابع ارباب رجوع در ادارات دولتی ایران کمترین ارزشی نداره تا زمانی که از طریق یکی از همکاران سفارش بشیم (همون پارتی بازی) و کارمان پیش بره؟ بعد از چند دقیقه برگشت و گفت این همون درخواست لیز لاین (سیم خصوصی) میشه، چند دفعه هم تشریف آوردید (تا قبل از امروز می گفت "الکی اومدی") من خدمت شما عرض کرده بودم با توجه به شرایط شما نمی تونیم مجوز رو بدیم. این نامه هم باشه اینجا تا من شخصا به آقای قنبرزاده توضیح بدم. من هم اصلا به روی خودم نیاوردم و اومدم بیرون.

با توجه به وضعیت پیش اومده متوجه شدم تنها راهی که برای من مونده مراجعه مجدد به مهندس قنبرزاده هست. چون اگه بابازاده بیاد ساختمان مدیریت استان و بخواد حرف خودش رو بزنه شانس خیلی کمی برای موفقیت دارم. به خاطر همین سریعا به سمت دفتر مهندس قنبرزاده راه افتادم تا قبل از بابازاده به دفتر ایشون برسم.

رفتم داخل دفتر دیدم چند نفری قبل از من داخل هستن و دارن در باره انتقال دیتا از طریق چند تا مرکز بین استان مازندارن و سمنان به صورت موقتی صحبت می کنند (چون در اتاق باز بود و به راحتی صدای اونها شنیده می شد). بعد از 20 دقیقه نوبت به من رسید و وارد اتاق شدم. بعد از احوال پرسی مرسوم در ادارت دولتی کنارش نشستم و شروع به صحبت کردم. گفتم همون طوری که فرمودید بنده اسناد و مدارک رو خدمت آقای بابازاده بردم، ایشون بعد از مطالعه گفتن این امکان برای شما وجود نداره. در حالی که من نزدیک به پنج ماه وقت با ارزش خودم رو صرف این موضوع کردم، با کلی دوندگی و پیگیری شدید و همکاری عزیزان در مراکز ولایت (مرکز من) و نوشیروانی (مرکزی در نزدیکی ولایت و آماده سرویس دهی) موفق به ایجاد سیستم ارتباطی بین دو مرکز شدم تا مشترکین مرکز ولایت به صورت محدود و موقت (با توجه به کابل های قدیمی بین مراکز امکان سرویس دهی تا 20 مشترک هست) از پورت های مرکز نوشیروانی استفاده کنند تا زمانی که یکی از شرکت های سرویس دهنده نسبت به سرمایه گذاری و نصب تجهیزات مربوطه در مرکز ولایت اقدام کنه. ولی بعد از پنچ ماه دوندگی و این همه هزینه جهت خریداری تجهیزات مودم و اکسس پوینت و همچنین مراکز مخابراتی جهت اتصال مفصل ها ، آقای بابازاده میگن نمیشه!!! پس چرا این رو پنج ماه پیش نگفتید؟ چرا بعد از پنج ماه فعالیت زیر حرف خودشون میزنه؟ من اینجا اومدم تا کسب تکلیف کنم.

عینک خودش رو از چشماش در آورد و روی میز گذاشت و با نگاهی معنا دار رو به من کرد و گفت همون اولی که شما در خواست خودت رو آوردی من شک کردم که چه طور همچین چیزی ممکنه. اما با این حال برای اینکه مطمئن بشم فرستادمت پیش آقای بابازاده تا ببینم نظر اون چیه، شاید تو چند وقت گذشته تبصره ای اومده باشه که من بی اطلاع باشم. اما ایشون هم مخالفت کردن. ما نمی تونیم به شما لیز لاین بدیم، چون بر اساس قوانین موجود فقط به شرکت های ثبت شده، سازمان ها و ارگان های دولتی، سپاه، نیروی انتظامی، ارتش، بانک ها و ... میشه داد. یا باید قوانین رو تغییر داد یا اینکه با همین روش قدیمی ادامه فعالیت بدی. منم گفتم قوانینی که ثبت شده مربوط به چندین سال پیش هست که مخابرات محدودیت های برای مشترکین داشت. مثلا برای نصب تلفن ثابت باید سال ها انتظار می کشیدن تا نوبت به اونها برسه در حالی که الان نصب خط جدید به روز شده. قوانین مربوط به لیز لاین هم همین طوره، اون زمان شما محدودیت داشتید ولی الان چی؟ تو تهران که دیگه این شیوه ارتباطی رو قبول ندارند. همه جا از Wireless و جدیدا از Wimax استفاده می کنند. حتی شرکت مخابرات برای خط جدید نیازی به سیم کشی سنتی نداره می تونه برای سرویس دهی به مشترکین از تکنولوژی Wimax استفاده کنه. حرفم رو قطع کرد و گفت این قوانینی که موجود هست و کاریش نمیشه کرد. شما فقط چند راه برای دسترسی به اینترنت دارید، اولیش از طریق لیز لاین که نمی تونید داشته باشید ، دومی خرید دیتا از مخابرات هست که لازمه اون شرط اولی یعنی لیز لاین هست (همونی که سرویس 64K اون رو ماهیانه 110 هزار تومن می گفتن) و سومی استفاده از ADSL که منطقه شما تحت پوشش شرکت های سرویس دهنده نیست. برای شرط سومی باید صبر بکنید تا یکی از این شرکت ها حاضر به سرمایه گذاری بشه یا اینکه قیمت مصبوب مخابرات اعلام بشه، چون اگه همین الان قیمت به صورت بخشنامه برای من بیاد من همین لحظه دستور سرویس دهی ADSL رو برای تمامی مراکز صادر می کنم ، تو این وضعیت شما از خود مخابرات دیتا می خرید (از این موضوع قبلا خبر داشتم. خود مخابرات سعی داره با سخت کردن شرایط برای شرکت های سرویس دهنده مقدمات ورود خودش رو به عرصه سرویس دهی ADSL شروع کنه. ولی با بررسی شرایط موجود کاملا مشخصه که این بار کج به کجا می رسه !!!). گفتم خوب هیچ کدوم اینها که می فرمایید شامل حال من نمیشه، پس من چی کار کنم؟ گفت همون طوری که متوجه شدید با شرایط فعلی این امکان برای شما وجود نداره مگر اینکه ما به عنوان مسئول بر روی این شرکت ها سختگیری بکنیم تا قبل از نصب تجهیزات جدید یا گسترش شبکه، اول از همه نسبت به نصب تجهیزات مربوطه در مرکز ولایت اقدام کنند تا ما با درخواست اونها موافقت کنیم، این تنها راه موجود هست. منم با کلی عصبانیت دفتر مهندس رو ترک کردم.

الان هم خونه هستم و دارم این پست رو می نویسم که به یاد شرکت پارس آنلاین افتادم. گفتم یک تماسی با اونها بگیرم ببینم پورت های جدید رو نصب کرده یا نه و داستان خودم رو تعریف کنم. با حمیدی (نماینده پارس آنلاین در بابل) تماس گرفتم بعد از احوال پرسی دوستانه (چون این قدر پیش این آدم رفتم که با هم حسابی خودمونی شدیم !!!) پرسیدم نصب پورت ها چی شد؟ قرار بود امروز از تهران برسه. گفت آره رسید ولی نمی دونی با چه دردسری نصب شد. پرسیدم چرا؟ گفت این بابازاده همش دوست داره سنگ جلوی پای ما بندازه. بعد از کلی هماهنگی امروز که بچه ها از تهران اومدن تا تجهیزات رو نصب کنند این آقای بابازاده مجوز نصب پورت های جدید و اتصال اونها رو نمی داد، اجازه تردد رو هم صادر نمی کردن. با کلی دوندگی و آشنا بودن به روابط اداری (همون پارتی بازی معروف) تونستیم امروز چند تا پورت نصب بکنیم تا کار یک سری از مشترکین ویژه مثل شما حل بشه. من فعلا درگیر این نصب تجهیزات هستم و گرنه خواب بدی برای بابازاده دیدم!!! این آدم همش جلوی کار ما رو میگیره. منم کل موضوع رو گفتم و اینکه بعد از پنج ماه دوندگی آخر سر به در بسته برخورد کردم. گفت عجب ، پس کار شما هم پیش این آدم گیر کرده، نمی دونم چی بگم، چون تنها راهی که می شد ارتباط رو برقرار کرد شما به صورت درخواست ارئه کردید ولی نتیجه نداد. بعد هم یک سری حرف های خودمونی و دوستانه (بخوانید فحش ناموسی به بعضی ها !!!) در باره همین موضوع رد و بدل شد و تلفن رو قطع کردم. الان هم دارم این پست رو می نویسم تا به اطلاع کلیه دوستان برسونم.

نتیجه:
با اینکه بابل یکی از بهترین سیستم های ارتباطی مخابراتی رو داره و مرکز کلیه مراکز مخابراتی و مهم در این شهرستان قرار داره، متاسفانه در ارائه همچین سرویس پیش پا افتاده ای عاجز مونده. شاید علت اون مربوط به برنامه ریزی اشتباه مدیران مخابرات و باور غلط آنها بر این موضع که مخابرات وظیفه نصب و سرویس دهی تلفن به صورت ثابت یا سیار رو داره و خودش رو مسئول ارئه سرویس ارزش افزوده نمی دونه. با وجود چنین مشکلات پیچیده چه طوری می تونیم با خیال راحت درباره ایران 1404 صحبت کنیم؟ ایرانی که در سال 1404 به عنوان مقام اول از لحاظ علمی و خدمات در منطقه اشاره شده. آقای سلیمانی (وزیر محترم) با افتخار و روی خوش درباره اتصال ایران به شبکه فالکون خبر میدند چرا به این موضوع اشاره نمی کنند که قرار بود این قرارداد سه سال پیش بسته بشه؟ چرا باید سه سال صرف میشد؟ حالا بعد از سه سال چرا ما اجازه استفاده برای پانزده سال از این شبکه رو باید داشته باشیم؟ جناب وزیر شما که در جلوی خبرنگاران عنوان می کنید که هیچ محدودیتی در ارئه اینترنت پر سرعت ندارید پس چرا ما نمی توانیم از این خدمات استفاده کنیم؟ خدماتی که با توجه به هزینه های بالا و محدودیت های آن برای کاربران ایرانی بیشتر به یک رویا تبدیل شده. رویایی که در آن بشه به راحتی به اینترنت متصل شد، رویایی که در اون بشه به راحتی و فاقد از هرگونه نگرانی نسبت به فعالیت در آن ادامه داد، رویایی که فاقد هرگونه فیلترینگ باشه، رویایی که از طریق اون میشه براحتی مقدمات تحولات علمی در کشور رو ایجاد کرد و هزاران دلیل و منطق دیگه ای که در این متن کوتاه جای نمی گیرند. به هر حال بعد از پنج ماه دوندگی جهت راه اندازی این سرویس به در بسته برخود کردم و اینک هیچ امیدی به هیچ کسی ندارم. تنها کاری که می تونم انجام بدم فقط انتظار کشیدن هست.

پ.ن: عده ای از دوستان پیشنهاد کردن چرا از وایرلس استفاده نمی کنم؟ قبلا هم گفتم به علت شرایط بد جغرافیایی و عوامل فیزیکی مزاحم امکان استفاده از این تکنولوژی برای من نیست. در ضمن با توجه به این اتفاقات اخیر انگیزه نویسندگی من تا اطلاع ثانوی از بین رفت! پس فکر کنم تا چند وقت از من خبری نباشه.


من هنوز زندم !

شاید عنوان پست یکم عجیب باشه ولی حقیقت داره! چون به طرز عجیبی نزدیک 28 روز هیچ خبری از من نبود. در روزهای آینده علت این غیبت رو اعلام می کنم. اول از همه بابت آخرین مطلبی که نوشتم خیلی خوشحالم چون تونستم نکات جالبی رو بیان کنم. نکاتی که برای خیلی ها ارزشمند بود. البته این آخرین سری از این مطالب نیست. یک سری از دوستان گلایه کردن که چرا در مقاله قبلی به سوالات آنها پاسخ داده نشده؟ در جواب باید بگم که بر خلاف میل خودم نمی تونم تمام وقتم رو برای پاسخ به سوالات مخصوصا سوالاتی که به نظرم هیچ ربطی به مقاله نداشتن (مثلا آقا کدوم سرویس دهنده بهتره!!؟) رو صرف کنم.

تعدادی از دوستان در باره نکات فنی و امنیتی شبکه های DSL پرسیدن که باید بگم که این موضوع برای خودم هم ثابت شده. حتی معروفترین سرویس دهنده های اینترنت در ایران مانند پارس آنلاین، شاتل و ... این ضعف بزرگ در شبکه خودشون دارن. بله به راحتی در عرض چند دقیقه با دستکاری در تنظیمات روتر می تونید بدون اجازه و مخفیانه به کامپیوتر هر کسی که خواستید از طریق این شبکه ارتباط برقرار کنید. البته من خودم با پشتیبانی این شرکت ها تماس گرفتم ولی هیچ جوابی دریافت نکردم. اگه اقدام درستی صورت نگیره من تمامی نکات و نحوه دستکاری روتر جهت دسترسی غیر مجاز رو همین جا آموزش میدم تا کسانی که علاقمند هستند ضریب امنیتی خودشون رو افزایش بدند اقدام کنند.

در رابطه با کرش هم باید بگم در حال بررسی دقیق درخواست های مبنی بر خرید کرش هستم تا بتونم قیمت حقیقی اون برای مزایده رو کشف کنم. قرار شد یک سیستم مزایده آنلاین برای فروش کرش تدارک ببینم. فکر کنم اولین و بزرگترین مزایده دامین در ایران بشه. امیدوارم طرح جالبی از کار در بیاد. دوستانی که مایلند می تونند نظرات مفید خودشون رو برای من از طریق این لینک ارسال کنند.


تا اطلاع بعدی خداحافظ !

قرار بود به مدت 2 ماه بابت امتحانی که دارم اصلا به نت نیام و بعد از امتحان دوباره شروع به کار کنم. این موضوع شامل حال وبلاگ، وب سایت، فیس بوک، تویتر، ایمیل و... میشد. ولی متاسفانه تو چند روز گذشته اتفاقات خیلی بدی برام افتاد. خداحافظی چندین دوست مجازیم برای همیشه از دنیای سایبر که خیلی برام تلخ بود. دیگه هیچ ارتباطی با هیچ کدوم از اونها ندارم، حتی شماره تلفنی که بتونم از احوال اونها با خبر بشم. نمی دونم بعد از این مدت 2 ماه دوری از نت با چه انگیزه ای برگردم!

قصد داشتم وقتی برگشتم یک تغییرات اساسی به اینجا بدم تا همه رو خوشحال کرده باشم، ولی دیگه هیچ انگیزه ای برای این کار ندارم. شاید اصلا به جای اینکه به اینجا تغییر اساسی بدم خودم رو تغییر دادم! یک آدرس جدید با سبک و شیوه جدید. بنابراین شاید دیگه اینجا برای هیچ وقت به روز نشه و کل فعالیت های من به آدرس جدید انتقال داده بشه. بعد از این مدت که از همه چیز دور هستم تصمیم نهایی خودم رو میگیرم و همین جا اعلام می کنم.

به قول حضرت والا تو وبلاگستان فارسی به جای داشتن وبلاگ نویس حرفه ای باید خواننده حرفه ای داشته باشیم تا نویسنده رو به چالش بکشه. واقعا درست میگه چون افرادی با این خصوصیات در وبلاگستان فارسی بسیار کم پیدا میشه. حتما باید مطالب زرد و بی ارزش و بی معنا بنویسم تا بازدید کننده برای اینجا پیدا بشه؟ وقتی به هر وب سایتی سر می زنی یه جورایی به شعور و شخصیت بازدید کننده توهین می کنه. جدیدترین عکس های دخترای تهرونی، بخون خودش تایپ می کنه، فقط خانم ها بیان تو، شارژ مجانی ایرانسل و ... تا کی باید شاهد این جور مطالب هرزه باشیم.

به امید روزی که وضعیت ما در فضای سایبر و جامعه واقعی بهتر بشه ...